صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب تظاهرات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تظاهرات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ دی ۴, پنجشنبه

تکثر در خیابان

در رد توضیح یکسان دربارۀ جنبش‌های غیریکسان

منتشرشده در ماهنامه اندیشه پویا، شماره ۲۲، آذر ۹۳

جهان در سال‌های اخیر شاهد اعتراض‌های خیابانی عظیم و جنبش‌هایی اجتماعی بوده است؛ جنبش‌هایی که تمایزهای روشنی با نمونه‌های مشابه‌شان در دهه‌های پیشین دارند. از خیزش‌های معترضان در کشورهای عربی تا جنبش موسوم به پانزده مۀ اسپانیا، یا تسخیر وال استریت و اعتراض‌های اخیر در هنگ‌کنگ، همگی ویژگی‌های مشترکی داشته‌اند؛ همچون نداشتن رهبری مشخص، نقش کم‌رنگ سازمان‌های سنتی سیاسی و استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی شخصی برای بسیج سیاسی. شباهت و گستردگی جغرافیایی، تمایلی ایجاد کرده است به یافتن و ارائۀ یک توضیح واحد و جهانی؛ چارچوبی که در آن توجه به تفاوت‌ها و زمینه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و به‌ویژه فرهنگی این اعتراض‌ها کم‌رنگ می‌شود. اما تمرکز بر متغیرهای کلان و نادیده گرفتن تصمیم‌ها، انگیزه‌ها و مکانیسم‌های اجتماعی در سطح افراد، ما را از پیش‌بینی و فهم دقیق این اعتراض‌ها که فراگیرتر و متنوع‌تر از نمونه‌های برجسته‌شدۀ آن هستند دور کرده است. جیمز کُلمن جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز برجسته، در مدلی برای تبیین پدیده‌های اجتماعیِ کلان و رفتار نظام‌های اجتماعی توصیه می‌کند که «تحلیل باید به سطحی پایین‌تر از سطح نظام، انتقال یافته و رفتار نظام با توسل به رفتار اجزای آن تبیین» شود. یعنی یک پدیدۀ اجتماعی کلان مانند تظاهرات را نمی‌توان تنها با یافتن یک ارتباط آماری با ویژگی دیگری در سطح کلان توضیح داد، بلکه فهم آن مستلزم بررسی مکانیسم‌ها و کنش‌های افراد در سطحی پایین‌تر یعنی سطح خرد است. کُلمن برای شرح مزیت‌های مدل خود به کاستی‌های یک نمونۀ کلاسیک مشهور که توضیح یک پدیدۀ کلان اجتماعی را بدون توجه به بررسی فرایندهای سطح خرد انجام داده اشاره می‌کند. کُلمن اثر کلاسیکِ ماکس وبر، اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهد. اثری که وبر در آن توضیح می‌دهد نظام سرمایه‌داری برآمده از اخلاق پروتستانی و به‌ویژه اخلاق کالوینیستی است. کُلمن نشان می‌دهد که وبر با تمرکز بر ارتباط میان نظام سرمایه‌داری و جامعۀ پروتستان از مکانیسم‌های درون‌سیستمی که امکان پیش‌بینی و تبیین درست‌تری فراهم می‌کردند غفلت کرده است. وبر به اشتراکات ارزش‌های مذهبی کالونیسم در جامعه و ارزش‌های سازمان‌های اقتصادی سرمایه‌داری می‌پردازد و دومی را متأثر از اولی می‌داند. ولی آن‌طور که کُلمن می‌گوید: این محتوای مشترک «ممکن است نشان‌دهندۀ دگرگونی‌های دیگری باشد که هم نظام‌های ارزشی مذهبی و هم نظام‌های ارزشی اقتصادی را تغییر داده است». یعنی این دو می‌توانند لزوماً علت و معلول یکدیگر نباشند، و چه بسا هر دو معلول یک علت کلان دیگر باشند. کُلمن از همین‌رو اصرار دارد که برای فهم یک پدیدۀ اجتماعی باید ترجمه و انعکاس آن‌ را در سطح افراد و مکانیسم‌ها و روابط فردی بررسی کنیم. این نوشته نیز با ارائۀ استدلال‌هایی در رد تعمیم برخی ادعاهای یکسان‌نگر، بر ضرورت برقراری پیوند میان متغیرهای کلان و متغیرها و مکانیسم‌های خرد در مطالعه و تحلیل‌ها تأکید دارد. به همین منظور درستی و تعمیم سه توضیح عمومیت­یافته (یک: عامل بروز اعتراض‌های غیرسنتی، دو: ‌ویژگی‌های مشارکت‌کنندگان و سه: قالب و آیندۀ این اعتراض‌ها)را می‌آزماییم.

ادامه (+)

۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه

نقش کارگران در اعتراض‌های جنبش سبز

گفتگو با بهروز کارونی، رادیو فردا 

از همان روز تظاهرات میلیونی ۲۵ خرداد ۸۸ ، اقتدارگرایان با افزایش سرکوب و ضرب و شتم و قتلِ تظاهرکنندگان، سعی وافری در بالا بردن هزینه و در نتیجه ممانعت از حضور خیابانی فعالان جنبش سبز کردند. اینک برخی از تحلیل‌گران و فعالان سیاسی بدون توجه به این دلیل اصلی و تلاش برای یافتن راه‌حل‌های مقابله با آن، دلایل اُفت این حضور را در حوزه‌های دیگری جستجو می‌کنند. از این جمله‌اند دلایلی که بر فقدان یا عدم کفایت گفتاری در جنبش سبز که بر مطالبات اقشار و طبقات مختلف یا سایر جنبش‌های اجتماعی مانند جنبش اقوام و یا زنان ناظر باشد انگشت می‌گذارند . در این یادداشت که اول بار در سایت رادیو فردا منتشر شده‌است، مصاحبه‌شوندگان سویه کارگری این بحث را بار دیگر بررسی کرده‌اند.

گزارش این هفته برنامه رادیویی «کارنامه» به سالروز ۲۲ خرداد سال ۸۸ و ارتباط بین جنبش سبز و جنبش کارگری ایران اختصاص دارد. پس از ۲۲ خرداد، اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری که در آن محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور معرفی شد، به جنبشی تبدیل شد که در ایران و جهان به جنبش سبز شهرت یافت. نخستین درخواست در این حرکت اعتراضی که به شکل شعارهای شبانه و یا تظاهرات خیابانی مطرح شد، بازپس دادن آرای معترضانی بود که به ویژه در تظاهرات روز ۲۵ خرداد و راهپیمایی روز عاشورا تعداد بسیار زیاد خود را به نمایش گذاشتند؛ نمایشی که در تصاویر و فیلم‌های مخابره شده به جهان انعکاس یافت. در آن دوره شعارهای مطرح شده بیشتر سمت و سوی سیاسی داشت. در آن روزها شماری از تحلیلگران و جامعه شناسان بر این باور بودند که جنبش سبز جنبشی است که به طور عمده از اقشار متوسط جامعه تشکیل شده و بیش از هر چیز در پی تحقق خواسته‌هایی است که به این اقشار نزدیک است.
در همین ارتباط برخی از تحلیلگران نیز بر این عقیده هستند که کارگران در این حرکت و تظاهرات اعتراضی شرکت نداشتند زیرا اهداف آن را از خواسته‌ها و مطالبات خود دور می‌دیدند. اما علی هنری، فعال سیاسی و کارشناس جنبش‌های اجتماعی که مقیم پاریس است، این دیدگاه را رد کرده و می‌گوید: "آمار و ارقام روشنی از جمعیت شناسی مشارکت کنندگان در جنبش سبز در دست نداریم که این ادعا را بتوانیم رد یا تایید کنیم. اتفاقا بازداشتی‌های خیابانی و شهدای جنبش از گروه‌های مختلف اجتماعی بودند. اما اگر حتی بپذیریم مشارکت کارگران در این جنبش خیلی روشن و نمایان نبوده، باز هم دلیلی بر همدل نبودن این گروه اجتماعی با جنبش سبز نیست. یعنی نمی‌توانیم بگوییم خواست‌ها و مطالبات کارگران با خواست‌ها و مطالبات جنبش تفاوت داشته است. کسانی که ادعا می‌کنند جنبش سبز مطالبات کارگران را طرح نکرده و به همین دلیل نتوانسته ارتباط محکمی با آن‌ها برقرار کند، به باور من نگاهی سنتی به کارگران و مزدبگیران دارند و حتی نگاه سنتی به ساختار جامعه کنونی ایران. آن‌ها فکر می‌کند کارگران فقط دغدغه نان و سکونت دارند و خواست‌هایشان مجزا از دیگر گروه‌های اجتماعی است."
مریم محسنی، فعال کارگری مقیم سوئد، از زاویه دیگری به این موضوع نگاه می‌کند و معتقد است کارگران در آن چه او جنبش ضد استبداد پس از انتخابات سال ۸۸ نامید، شرکت داشتند. مریم محسنی در این باره می‌گوید: "راهپیمایی روز ۲۵ خرداد از نظر کمیت قابل مقایسه است با تظاهرات روز عاشورا و تاسوعای انقلاب ۵۷. جمعیت عظیمی که به خیابان‌ها آمده بود از میدان امام حسین تا میدان آزادی طبق برآوردها حدود سه میلیون نفر بودند. من می‌خواهم بپرسم این سه میلیون نفر را فقط افراد طبقه متوسط و بالا تشکیل می‌دادند؟ یا تظاهرکنندگانی که روز عاشورای سال ۸۸ در دفاع از خود مجبور شدند با نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی- اطلاعاتی درگیر شوند، نوع رفتار و عمل سیاسی طبقه متوسط و بالا را داشتند؟"
اما با این وصف چرا شاهد برگزاری تجمع‌های اعتراضی در مناطق و محلات جنوب شهر تهران نبودیم؟ مریم محسنی در پاسخ می‌گوید: "چون فشارهای پلیسی و ایستگاه اطلاعاتی- امنیتی در مناطق جنوب شهر خیلی متفاوت از شمال شهر است، به همین دلیل افرادی که در جنوب شهر زندگی می‌کنند یعنی طبقه کارگران و زحمتکشان برای شرکت در تظاهرات به خیابان‌های دیگر آمدند. این که در جنوب شهر تظاهرات نبوده دلیل این نیست که طبقه پایین جامعه در آن شرکت نداشت."
در این میان در روزهایی که تظاهرات خیابانی و شعارهای شبانه در تهران و چند شهر دیگر ایران ادامه داشت، اعتصاب‌های کارگری در حمایت از این اعتراض‌ها، مانند آن چه در مصر صورت گرفت، انجام نشد. آقای هنری در این خصوص اعتقاد دارد شیوه‌هایی که یک جنبش اجتماعی برای کنش‌های جمعی‌اش انتخاب می‌کند به عوامل زیادی بستگی دارد: "یکی از مهم‌ترین عوامل به هزینه مشارکت در کنش برمی‌گردد. مسلما هزینه مشارکت در یک اعتصاب کاملا متفاوت از یک حضور خیابانی است. چون هزینه حضور خیابانی فقط درصد کمی از دستگیری یا ضرب و شتم است."
در این حال به موازات ادامه اعتراض‌ها در ایران، در بیانیه‌ها و سخنان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران معترضان، شاهد تاکید آنان بر لزوم توجه به اقشار فقیر جامعه ایران بودیم. از جمله میرحسین موسوی با اشاره به مشکلات اقتصادی در ایران و سوء مدیریت دولت گفت: "گره خوردن خواست برای عدالت به ویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است".
با این همه برخی از تحلیلگران ضمن تایید حضور کارگران در اعتراض‌ها می‌گویند: تاکیدهای رهبران معترضان به مرحله اجرا در نیامد و تنها در اخبار کارگری توسط سایت‌های نزدیک به اصلاح طلبان بازتاب یافت. آنان می‌گویند همین موضوع مانع از موفقیت جنبش سبز شده است. احمد بخرد طبع، عضو نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران که مقیم فرانسه است، یکی از تحلیلگرانی است که معتقد است جنبش سبز یک جنبش اجتماعی و سیاسی است و تمام طبقات اجتماعی را در بر می‌گیرد. وی می‌گوید: "با این حال، جنبش سبز هیچ ارتباطی با خواست‌ها و مطالبات طبقه کارگر نداشت و آن‌ها را منعکس نکرد و نتوانست بازگوی کننده این خواست‌ها و مطالبات باشد. همین امر خلایی بین جنبش اجتماعی سبز و جنبش طبقاتی کارگران به وجود آورده است".

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

تظاهرات؛ هم مقصد، هم مسیر


اهمیت تظاهرات* در حیات جنبش سبز





«جنبش اجتماعی» -در تعریفی نسبتا باز- گروهی است نسبتا فراگیر که می خواهد از طریق کنش هایی جمعی به «منفعتی عمومی»  که خواست مشترک آن گروه است دست یابد. اما، توزیع قدرت به شکلی است که آن منفعت با اراده نیروی دیگری جز اراده اعضای گروه محقق می شود. بر این اساس کنش های جمعی در یک جنبش اجتماعی نه به تدارک مستقیم آن منفعت عمومی، بلکه به روش هایی برای اقناع یا وادار کردن نیروی دیگر برای تهیه آن معطوف می شود.
جنبش سبز نیز هرچند در اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات شکل گرفت و خواست برقراری دموکراسی در کشور را پی گیر است، ولی در عمل کنش هایش معطوف بر به کرنش واداشتن حکومت است تا زمینه های محقق شدن دموکراسی را فراهم کند.(1) بر این مبنا در ارزیابی تظاهرات خیابانی، الله اکبر گفتن ها، تحریم ها و دیگر گونه های مشارکت جمعی در جنبش سبز، آنچه که بیشتر مورد توجه قرار می گیرد، میزان موثر بودنشان در واداشتن حکومت به پذیرش خواست ها است. در این نوشته بر آنم به وجه دیگری از اثرات همین کنش های جمعی بر تداوم، رشد و پویایی خودِ جنبش سبز بپردازم و از این رهگذر بر لزوم توجه خاص به تظاهرات در سالگرد تبلورجنبش سبز تاکید داشته باشم.

هنجارهای مشارکت در روند کنش های جمعی جنبش سبز شکل می یابند
برمبنای تئوری های یادگیری اجتماعی، یکی از اهرم هایی که مشارکت در کنش جمعی را تقویت و شانه خالی کردن از آن را دشوار می کند، شکل گیری هنجار اجتماعی به نفع مشارکت است. وجود چنین هنجاری انگیزه اجتماعی برای مشارکت فراهم می کند.(2) این هنجارها عموما در فرایند تنبیه و تشویق شکل می گیرند. در این فرایندِ تکرار شونده، فردِ بی تفاوت، تنبیه هایی که جامعه برای عدم شرکت افراد در نظر می گیرد یا اعمال می کند را تجربه می کند و  فرد مشارکت کننده نیز با تشویق جامعه روبرو می شود. علاوه بر آن، در طی این فرایند جامعه به شیوه های کارا و موثر تنبیه و تشویق دست می یابد. این تنبیه یا تشویق می تواند نگاه ملامت گرانه دوست و همکار باشد یا تایید تحسین آمیز رهبران جنبش، نخبگان اجتماعی و افراد مقبول. روشن است این فرایند که به شکل گیری و نهادینه شدن هنجار مشارکت می انجامد تا  زمانیکه مشارکتی صورت نگیرد و گروهی مشارکت نکنند و گروهی دیگر از مشارکت سر باز نزنند موجودیت پیدا نمیکند. هرچه این هنجار شکل یافته تر و نهادینه تر باشد، انگیزه مشارکت و در نهایت پیروزی جنبش بیشتر خواهد بود. ضمن آنکه باید اضافه کرد، یک کنش جمعی موفق و حتی ناموفق باعث می شود که آن هنجارهای شکل گرفته دوباره تکرار و یادآوری شوند و نبودش باعث فراموشی می شود. بنابراین تظاهرات مستمر به بهبود شیوه تنبیه و تشویق و به تبع آن شکل گیری و نهادینه شدن هنجار مشارکت می انجامد. درنتیجه انگیزه های اجتماعی مشارکت تقویت شده و شاهد مشارکت بیشتری در جنبش اجتماعی خواهیم شد.

تظاهرات احساس تعلق به جنبش سبز را افزایش می دهد
برخی نظریه ها هویت های یکسان را مبنای تصمیم برای مشارکت در کنش های اعتراضی فراگیر یا جنبش های اجتماعی می دانند. بدین معنا که یک فرد بیش از آن که هزینه وفایده یک کنش جمعی را مد نظر قراردهد، برای تصمیم به مشارکت یا عدم مشارکت به رفتار گروهی می نگرد که هویت خود را با آن گروه یکسان می پندارد. مثلا اگر کشاورزان یک منطقه با هدفِ گرفتن مزایایی از دولت تصمیم به ایجاد راهبندان بگیرند، یک کشاورز به دلیل کشاورز بودن با آن گروه همراه می شود و کمتر به میزان هزینه یا فایده ای که از آن کنش بر او مترتب می شود می اندیشد. از سوی دیگر یافته ها نشان داده است، یک کنش جمعی عاملی است که احساس هویت یکسان را در میان مشارکت کنندگان تقویت می کند. کشاورزی که در آن راهبندان اعتراضی شرکت کرده است، پس از آن مشارکت جمعی، احساس تعلقش به گروه کشاورزان بیشتر می شود.  بدین ترتیب همچنان که احساس تعلق به یک گروه عاملی است که فرد را بیشتر راغب به مشارکت به کنش های جمعی آن گروه می کند، خود مشارکت نیز باعث می شود روند هویت یابی تسهیل شود و آن فرد احساس تعلق بیشتری با آن گروه کند.
بنابراین می توان ادعا کرد، تظاهرات در جنبش سبز حس تعلق مشارکت کنندگان به این جنبش را افزایش داده و آن نیز  انگیزه مشارکت را بالا می برد و این دو در یک حلقه بطور مثبت یکدیگر را تقویت می کنند.

کنش های جمعی جنبش سبز، کنشگران مردد را به کنشگران تمام عیار تبدیل می کند
اگر به کنشگران به مثابه انسان های منطقی که به دنبال افزودن منافع خود هستند بنگریم، کنشگر برای تصمیم به مشارکت، به برآورد دقیق میزان هزینه ها و فایده های حاصل از کنش خود نیاز دارد. آن که چقدر کنش فرد در رسیدن به هدف موثر است و آن که چه اندازه به هدف رسیدن جنبش محتمل است دو پرسشی است که در تصمیم گیری برای مشارکت یا عدم مشارکت موثر است و اتفاقا این هر دو پرسش در فرایند یک کنش جمعی پاسخ روشنی می یابند. برای مثال یک تظاهرات با مشارکت بالا، افراد مردد را به این نتیجه می رساند که احتمال پیروزی آن گروه بالا است و او حاضر می شود برای یک احتمال بالا هزینه بیشتری پرداخت کند. به همین ترتیب، پیروزی در یک تظاهرات این برداشت را در همه گروه تقویت می کند که کنش آن ها نتیجه مند است.
بسیاری از افراد در شرایط مبهم و غیرقابل پیش بینی حاضر به پرداخت ریسک نیستند و از مشارکت در جنبش سر باز می زنند. اگر جنبش سبز احتمال پیروزی فراوانی داشته باشد ولی این احتمال را در هیچ کنش جمعی ای نیازماید، همواره کسانی که پتانسیل حضور در جنبش را دارا هستند در تردید بسر می برند و این مردد بودن آنان را هیچگاه به کنشگران تمام عیاری تبدیل نخواهد کرد.

تظاهرات موفقیت آمیز احتمال موفقیت تظاهرات بعدی را بیشتر می کند
یکی دیگر از عواملی که احتمال مشارکت را تقویت میکند «موفقیتِ پیشین» است. نقش موفقیت پیشین نه تنها در یک کنش جمعی بلکه در رفتارهای فردی نیز مورد تاکید پژوهشگران قرار گرفته است. برای نمونه یافته ها نشان داده است در یک رقابت، اگر دو رقیب در شرایط کاملا یکسانی برخوردار باشند احتمال پیروزی آن یک که رقابت پیشین خود را با پیروزی پشت سر گذاشته است به طور چشمگیری بیشتر از آن دیگری است که رقابت قبلی را با شکست پشت سر گذاشته است. اگر فرصت های پیروزی برای یک جنبشِ زمان بر فراهم نگردد، آن جنبش آمادگی شکست دادن را از دست می دهد.
جنبش سبز در شرایط کنونی نیاز به یک تظاهرات موفق و تکرار منظم و متناوب این موفقیت دارد تا در پرتو آن، اعضای جنبش همواره انگیزه لازم پیروزمندانه برای مشارکت های آتی را داشته باشند. اگر این روند متوقف شود، جنبش سبز از مزیت «موفقیتِ پیشین» بی بهره خواهد بود و رقیب نیز از زیر فشار شکست پیشین رها می شود.

تظاهرات ها مکانی برای در معرض جنبش قرار دادن مشارکت کنندگان
یکی از مراحلِ مشارکت در جنبش اجتماعی یا اعتراض سیاسی، بطور موثر در معرض جنبش قرارگرفتن است. فردی که پتانسیل مشارکت در  جنبش اجتماعی را دارد یعنی همسویی هایی در اهداف و خواست های جنبش با دغدغه های خود یافته است، باید در معرض اخبار، شعارها و خواست های بیان شده جنبش قرار گیرد.(3) شرکت در تظاهرات مکانی است که افراد در معرض جنبش قرار می گیرند.
نمونه روشن این فرایند چهار روز تظاهرات خیابانی موسوم به سکوت  بود. در حین آن تظاهرات خیابانی، افراد هم از محل و زمان تظاهرات بعدی مطلع می شدند و هم با دیدن صحنه های گوناگون، انگیزه مشارکت در تظاهرات بعدی را می یافتند. تظاهرات و تجمع های منظم مکان مناسبی برای پخش بیانیه ها، نشریات و مجلات جنبش سبز است که تاکنون تاحدی از آن غفلت شده است.

درخطوط بالا تلاش کردم از چند منظر به نقش و اهمیت تظاهرات در یک جنبش اجتماعی اشاره کنم.(4) ویژگی این اشارات در تاکید بر تکرار و همچنین تفاوت در نقطه اثر تظاهرات بود. عموما تحلیلگران، نقطه اثر یک تظاهرات را در بدنه حکومت می جویند اما در این نوشته تلاش شد نقش تظاهرات در تقویت خود جنبش مورد توجه قرار گیرد. اگر رهبران جنبش سبز و نخبگان سیاسی، تظاهرات را تنها به مثابه اهرمی برای وادار کردن حکومت به عقب نشینی بپندارند، این امکان پدید می آید که در محاسبات خود برای اتخاذ روش راه به خطا برند. بدین ترتیب که اگر گزینه جایگزینی مانند مذاکره پیش روی رهبران جنبش سبز قرار گیرد، بدون درنظر داشتن نقش تظاهرات در حیات جنبش سبز و منافع درونی آن، شاید منافع تظاهرات فراگیر و مشهود و فشار خیابانی را دست کم گیرند. علاوه بر آن، این تصور که جنبش سبز همیشه آماده است و هرگاه مذاکره با مشکل روبرو شد، می توان مجددا با همان توان پیشین، اهرم تظاهرات را به کار بست، نیز می تواند خطایی کشنده باشد. باید توجه داشت بدون تظاهرات، تضمینی برای در حالت آماده باش ماندن جنبش برای مدت زمان طولانی وجود ندارد.
برای نمونه اگر تظاهرات های خیابانی متوقف شود، روند هویت یابی افراد با جنبش کاهش می یابد و چنین می شود که افراد مختلف و گروه های گوناگونی با هویت هایی خارج از جنبش سبز سر در می آورند یا اصولا کسانی تعلق خاطرشان را به هر گروه و دسته سیاسی ای از دست می دهند. این افراد آنچنان که پیش از این آورده شد احتمال مشارکتشان در جنبش سبز کمتر خواهد شد. شاید بتوان ادعا کرد احساس ضعف و کمبود در جنبش سبز از زمانی آغاز شد که تظاهرات خیابانی متوقف و کنش جمعی فراگیر و مشهودی جایگزین آن نشد.
 حاصل کلام آنکه کنش های جمعی فراگیر و مشهود برای به مقصود رساندن جنبش سبز حیاتی هستند. هم از آن نظر که مستقیما حکومت را به عقب نشینی وا می دارند و هم از آن جهت که مشارکت در جنبش سبز را تقویت می کنند و به آن پویایی بخشیده و آن را زنده و آماده نگاه می دارند و بدین ترتیب به طور غیرمستقیم و مضاعفا حکومت را به عقب نشینی بیشتر وامی دارند.(5)
خرداد ماه سالگرد پدید آمدن و تبلور جنبش سبز پیشِ رو است، ضمن آنکه در این ماه سالگرد از دست دادن جان بسیاری از مشارکت کنندگان جنبش سبز در سنگفرش خیابان ها است. این هر دو می تواند انگیزه فراوانی برای برپایی تظاهرات و مشارکت در جنبش سبز را فراهم کند. باشد که فرصت به خیابان آمدن مشارکت کنندگان در جنبش سبز جدی گرفته شود. نه تنها برای برداشتن گامی درجهت به کرنش واداشتن اقتدارگرایان که همان هدف نهایی جنبش است، بلکه همچنین برای آماده کردن مسیر  به سوی آن مقصد.  



* «تظاهر» در فرهنگ لغت به معنای خودنمایی کردن است. در این نوشته «تظاهرات» به هرگونه کنش جمعی و مشارکت در جنبش که نمود روشن و گسترده ای داشته باشد اطلاق می شود. و تظاهرات به معنای راهپیمایی جمعی که عمده ترین و شاید بااهمیت ترین شکل آن در جنبش سبز است با واژه «تظاهرات خیابانی» مشخص شده است.

1- موضوع این نوشته اهداف جنبش سبز نیست بلکه چگونگی رسیدن به این اهداف مورد بحث است.
2- برای آگاهی بیشتر از چگونگی رابطه «هنجار اجتماعی به نفع مشارکت» و انگیزه اجتماعی رجوع کنید به هنری، علی. اعدام، وحشت یا انگیزش؟ وبسایت تهران ریویو http://tehranreview.net/articles/2591
3- برای آگاهی بیشتر از مراحل مشارکت رجوع کنید به : هنری، علی. جنبش سبز و پرسش نفوذ در میان فرودستان، اقوام و کارگران، وبسایت تهران ریویو http://tehranreview.net/articles/706
4- باید توجه داشت نظریاتی که مورد استفاده در این نوشته قرار گرفته اند بیشتر بر مبنای نظریه انتخاب منطقی هستند و واضح است که نظریات دیگری در جامعه شناسی وجود دارند که نوع نگاهشان به جامعه و انسان متفاوت و به تبع آن مدل های دیگری برای یک کنش اجتماعی ارائه می دهند.
5- ذکر این نکته ضروری است که افول یا صعود یک جنبش به عوامل گوناگون سیاسی و اجتماعی بستگی دارد. در این نوشته، مشارکت در جنبش اعتراضی در مرکز توجه قرار گرفته است.