صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب کنش های جمعی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کنش های جمعی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

حل مشکلات اجتماعی با اراده جنبش­ های اجتماعی موضوع­ محور




شیوع جراحی سزارین در ایران سالهاست که به میزانی هشداردهنده و خطرناک رسیده است. آمار متوسط جهانی جراحی سزارین حدود ٢٠ تا ٢٥ درصد است و سازمان بهداشت جهانی آمار بیش از ١٥ درصد در یک منطقه را توجیه‏ ناپذیر و غیرقابل قبول می ‏داند، اما آخرین آمار سزارین در ایران ٤٦ درصد است که در برخی شهرها و مناطق به بالای ٦٠ درصد هم می‏رسد.[1] تبعات این روند نه تنها امروزه بسیاری از افراد جامعه را به ناخوشی‏ های جسمی و روانی مبتلا کرده است، بلکه به گفتۀ رئیس انجمن مامایی ایران عوارض عینی آن در جامعه ٢٠ سال دیگر نمایان خواهد شد.[2] به نظر می‏ رسد مدتی است مسئولان بهداشت ایران و دولت از مرحلۀ هشدار به خطرات و تبعات منفی این پدیده فراتر رفته، و در تلاش‏ اند راه ‏هایی عملی را برای کاهش شیوع سزارین بیابند و امتحان کنند. اگر ریشۀ مشکل تنها در قوانین و در حوزۀ حرف‏ های مدیریتی بود، می توانستیم امیدوار باشیم که با ارادۀ دولت، این معضل در زمانی مطلوب و با هزینۀ کم برای همیشه رفع شود. اما نتایج تحقیقات نشان داده است که عامل گرایش به سزارین به جای زایمان طبیعی، علاوه بر منفعت پزشکان و به‏ تبع آن توصیۀ آنان، باور غلط زنان و خواهندگی از سوی خود زنان باردار و خانوادۀ آن هاست.[3] بنابراین دولت بدون کمک و مشارکت شهروندان و فقط با استفاده از دستور و بخشنامه نمی ‏تواند این مسئله را حل کند، مسئله ‏ای که از یک سو ریشه در فرهنگ جامعه و هنجارها، باورها و عادات افراد دارد و از سوی دیگر منفعت گروهی از جامعه در گرو وجود آن است.
 در این یادداشت با اشاره به نمونۀ معضل سزارین در ایران، تلاش می‏ کنم به اهمیت توجه دولت به مشارکت شهروندان در اصلاح جامعه بپردازم و گزینۀ تغییر مشارکت ‏محور و از پایین را در کنار تغییر دولتی و از بالا قرار دهم. از این رهگذر کارکرد «جنبش‏ های اجتماعی موضوع­محور» و نقش آنها در به مشارکت کشاندن شهروندان و حل معضلات جامعه را توضیح خواهم داد.

فاجعۀ شیوع سزارین در ایران
جدیدترین داده ‏ها درصد زایمان ‏های سزارین نسبت به کل تولدها در جهان را ١٥ درصد نشان می‏ دهد. این رقم در آفریقا ٣.٥، در آسیا ١٥.٩، در اروپا ١٩، در آمریکای شمالی ٢٤.٣ و در آمریکای لاتین و جنوبی ٢٩.٢ درصد است.[4] اما آخرین آمار سزارین در کشورمان که وزیر بهداشت اعلام کرد، ٤٦.٥ درصد یعنی سه‏ برابر میزان قابل قبول است.[5] این رقم در برخی استان ‏ها به ٦٠ تا ٦٥ درصد و در بیمارستان ‏های خصوصی به حدود ٩٠ درصد زایمان ‏ها رسیده است. در حالی که در جهان شمار کشورهایی که آماری بیش از ٣٥ درصد دارند، به شمار انگشتان دو دست نمی‏ رسد.[6] در اروپا این میزان در بیشتر کشورها بین ٢٠ تا ٣٠ درصد گزارش شده، مثلاً در هلند این آمار کمتر از ١٥ درصد است. در گزارشی که سازمان بهداشت جهانی در سال ٢٠١٠ بر اساس آخرین داده ‏ها در مورد سزارین داده است، ایران در سال ١٣٨٨ خورشیدی بعد از برزیل بالاترین آمار جراحی سزارین را در جهان دارد[7] که با توجه به شیب رو به رشد این آمار[8]، و آمار ٤٦.٥ درصدی‏ ای که وزیر بهداشت اعلام کرده است، امروزه ایران باید از این نظر در صدر جهان باشد.
   حساسیت به شیوع سزارین از آن جهت است که این جراحی نسبت به زایمان طبیعی خطرات و تبعات منفی بسیار بیشتری برای نوزاد و مادر دارد. مسئولان پزشکی کشور، با آگاهی از این خطرات و تبعات منفی، به راه‏ های رفع این معضل می‏ اندیشند. در این‏ گونه موضوعات راه مورد اقبال دولت‏ ها و مورد انتظار جامعه در ایران اصلاح از بالا -یا اصلاح بخشنامه‏ ها- و دستوری است. یعنی تصور این است که چاره‏ ای نیست جز آنکه دولت خود رأساً اقداماتی تدارک ببیند که به حل معضل انجامد. اما بیشتر اوقات، اولاً امکانات و منابع دولت‏ ها محدود است، و ثانیاً برخی معضلات به موارد فرهنگی و هنجارهای اجتماعی بازمی‏ گردد که دست دولت‏ ها در تغییر آنها باز نیست. مرور تلاش‏ های دولتی اخیر در مقابله با سزارین این نکته را به روشنی نشان می‏ دهد.
   پس از سال‏ ها هشدار و به اصطلاح آگاهی ‏رسانی دربارۀ تبعات سزارین، دولت در اقدامی عملی در قالب «طرح تحول سلامت» با رایگان کردن زایمان طبیعی از سال گذشته گامی در جهت تشویق زایمان طبیعی، و به تبع آن کم کردن سزارین برداشته است. آمارها و گزارش ‏ها از کاهش یا توقف نسبی آمار سزارین در بیمارستان ‏های دولتی نشان دارد، ولی هنوز روشن نیست این کاهش آمارها واقعی‏ است یا دلایل دیگری دارد، و چقدر می‏ تواند ماندگار باشد. این کاهش آمار می ‏تواند به جهت آن باشد که زایمان ‏های سزارین به بیمارستان ‏های غیردولتی و خصوصی کشیده شده‏ اند، یا زایمان‏ های طبیعی به جای خانه‏ در بیمارستان ‏های دولتی انجام می‏ شوند.[9] همچنین در حالی که باورهای نادرست دربارۀ سزارین در میان مردم جامعه و به ویژه زنان جوان شیوع دارد و آگاهی مردم از تبعات آن کافی نیست، تقاضای زنان می ‏تواند به مسیرهای غیرقانونی بینجامد، همان طور که -به گفتۀ یک پزشک مطلع- امروزه نیز برخی بیمارستان‏ ها آمار نادرست به وزارت بهداشت یا نهادهای کنترل‏ کننده می ‏دهند.[10] نکته این است که دولت گام بزرگی در راه رفع معضل برداشته است، ولی در زمینۀ آگاهی ‏رسانی و مسائل فرهنگی موانعی اساسی پیش رو دارد که با منابع محدود دولت قابل حذف نیستند.

جنبش‏ های اجتماعی موضوع-‏محور بخشی از «راه حل»
بنا بر آنچه گفته شد، می‏ توان ادعا کرد اقدام دولت شاید شرط لازم برای رفع معضل بوده، ولی کافی نبوده است و نخواهد بود. اینجاست که به نقش و اثرگذاری مشارکت مردمی خواهیم رسید. در کشورهای دموکراتیک و به ویژه کشورهای توسعه ‏یافته بسیاری از مشکلات و معضلاتی از این دست با مشارکت مردم حل می‏ شوند. امروزه در جوامعِ جنبشی -یعنی جوامعی که مشارکت سیاسی جامعه به شکل‏ جنبش‏ های اجتماعی از سوی دولت‏ ها پذیرفته، نهادینه و روال مند شده است- بسیاری از مشکلات با مشارکت مردم طرح می ‏شوند و طرح مشکلات است که حساسیت‏ های لازم را ایجاد می‏ کند. از این طریق راه کارهای عملی حل مشکل در حوزۀ سیاست ‏گذاری و اجرا پیشنهاد می‌شود و در بیشتر مواقع با استفاده از همان نیروی مشارکت مردمی، به ویژه در حوزۀ آگاهی‌رسانی، این راهکارها اجرا، و مشکلات از پیش رو برداشته می ‏شوند. توسعه، تکثیر و روالمند شدن این مشارکت‏ های مردمی و کنش‏ های جمعی در کشورهای مختلف سرفصلی را در پژوهش دربارۀ جنبش‏ های اجتماعی و مشارکت ‏های سیاسی-اجتماعی باز کرده است که «جنبش ‏های اجتماعی موضوع-محور» نام دارد.
   اگر در گذشته جنبش‏ های اجتماعی مختص گروه‏های محروم/زیان ‏دیده/پایین ‏مرتبه علیه گروه ‏های منتفع/ظالم/بالامرتبه بودند، امروزه انواع دیگری از جنبش‏ های اجتماعی ظهور کرده و شایع شده‏ اند که نمی ‏توان مشارکت ‏کنندگان آنها را به گروه اجتماعی خاصی محدود دانست. از ویژگی ‏های این جنبش‏ های اجتماعی که موضوعی خاص را هدف قرار می ‏دهند، آن است که مستقیماً سیاسی نیستند. به این معنا که درصدد جابه ‏جایی قدرت سیاسی یا کسب آن نیستند؛ هرچند در برخی موارد سیاست‏ های دولتی یا حکومتی را در موضوعی به چالش می ‏کشند. این جنبش ‏ها را معمولاً سازمان هایی غیروابسته به احزاب سازماندهی می‏ کنند و بر مشارکت فعالانِ غیررسمی و عموماً مردم عادی متکی ‏اند. مشارکت­ کنندگان در این جنبش­ ها افراد متنوعی هستند که اشتراک آنها توافق بر موضوع جنبش است. با رشد استفاده از شبکه‏ های اجتماعی آنلاین، معمولاً این جنبش‏ ها سازمان ‏یابی رسمی و سلسله‏ مراتبی ندارند. پیامدها و نتایج این جنبش‏ های اجتماعی موضوع‏-محورْ بلندمدت و عمیق ارزیابی می ‏شوند، زیرا عموماً جامعه و فرهنگ را هدف قرار می‏ دهند و به سبب مشارکت شهروندان عادی مورد اعتماد جامعه هستند. نمونه ‏های این جنبش‏ ها در کشورها بی‏شمارند و موضوعات خرد و کلان را در بر می ‏گیرند. در بخش بعدی برای توضیح بیشتر آنچه با عنوان جنبش‏ های اجتماعی موضوع‏-محور نام برده می‏ شود و نیز نقش و کارکرد آن به یک نمونۀ برجستۀ تاریخی اشاره می‏ کنم.

جنبش اجتماعی «کشتن کودکان را متوقف کنید» یا خواستِ «دوچرخه‏ سواریِ امن برای کودکان» در هلند
آنچه در نگاه اول هلند را از دیگر کشورهای اروپایی متمایز می‏ کند، انبوه دوچرخه ‏سواران در خیابان ‏ها، و زیرساخت ‏ها و امکانات شهری برای استفاده از دوچرخه به عنوان وسیلۀ نقلیۀ شهری است. در اغلب خیابان‏ ها و جاده‏ ها، دوچرخه‏ ها مسیر و خط اختصاصی[11]، و علائم و چراغ‏ های ویژه دارند. تقریباً در هر نقطه‏ ای که توقف دوچرخه‏ سواران محتمل است –به ویژه ایستگاه‏ های قطار، اتوبوس، بازارچه ‏ها و مراکز تجاری و خرید- پارکینگ ‏های بزرگ چندطبقه و نرده‏ های تکیه ‏گاه دوچرخه تعبیه شده است. قوانین رانندگی نیز حاکی از تقدم دوچرخه‏ بر وسایل نقلیۀ موتوری است. اصولاً به نظر می‏ رسد در شهرسازی و خیابان ‏سازی هلند اولویت بیشتر با سهولت و امنیت برای استفاده از دوچرخه است.
   بدین ترتیب است که هلند مناسب ‏ترین کشور اروپا برای استفاده از دوچرخه به عنوان وسیلۀ نقلیۀ شهری شناخته می‏ شود. مطابق پژوهشی که کمیسیون اروپا در سال ٢٠١١ میلادی انجام داده است، ٣١ درصد هلندی ‏ها وسیلۀ اصلی حمل‏ ونقل شان را دوچرخه می ‏دانند که این آمار در کشوری مثل انگلستان تنها ٢.٢ درصد است.[12] لازم نیست تا از تأثیراتی بگوییم که توسعۀ فرهنگ دوچرخه ‏سواری در بهداشت جسمی و روانی افراد، و سلامت ملی و بهداشت محیط زیست و مسائل شهری دارد. پرسش این است که چگونه هلند در زمینۀ استفاده از دوچرخه به این نقطه رسیده است. آیا تصمیم و ارادۀ دولت و مدیران شهری و اعمال تغییر از بالا به پایین بوده که امروز هلند را در این جایگاه قرار داده است؟
   واقعیت این است که سیستم حمل‏ ونقل هلند، پیش و بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم، مانند دیگر کشورهای اروپایی بوده است. یعنی پیش از جنگ جهانی دوم سیستم اصلی حمل ‏ونقل دوچرخه بوده، و بلافاصله بعد از آن استفاده از خودروی سواری جایگزین شده است. اما در هلند، در روند جایگزینی کامل اتومبیل سواری به جای دوچرخه در دهۀ هفتاد میلادی مانعی وجود داشت؛ شکل‏ گیری و فعالیت یک جنبش اجتماعی قوی -جنبش «کشتن کودکان را متوقف کنید» (Stop de Kindermoord)-  که مهم‏ترین عامل مقابله با ناامن شدن خیابان ‏ها برای دوچرخه‏ سواری و به حاشیه رفتن استفاده از دوچرخه بود و امروز اصلی ‏ترین عامل ماندگاری فرهنگ استفاده از دوچرخه در هلند شناخته می ‏شود.
   در آغاز دهۀ هفتاد میلادی به دلیل رشد استفاده از خودروهای شخصی در اروپا و هلند میزان تصادفات خودروها با دوچرخه ‏سواران که منجر به فوت و جرح می ‏شد، افزایش چشمگیری پیدا ‌کرد؛ به طوری که در سال ١٩٧١ میلادی بیش از سه‏ هزار نفر در هلند، که ٤٥٠ نفر آن کودک بودند، به دلیل تصادف خودروها با دوچرخه ‏سواران کشته شدند. در همین زمان جنبشی اجتماعی با پشتیبانی مردم، به ویژه مادران، شکل گرفت که ساخت مسیرهایی امن برای دوچرخه‏ سواران و حفاظت از جان کودکان دوچرخه ‏سوار از مطالبات آن بود. سازمانی مردمی‏ متولی جنبش «کشتن کودکان را متوقف کنید» شد و راهپیمایی ‏ها و تظاهراتی با حضور کودکان و مادران برپا کرد. بدین ترتیب نظر رسانه‏ ها و سیاستمداران به آن جلب شد. کنش‏ های جمعیِ این جنبش اجتماعی -از قبیل تظاهرات، تجمع، نامۀ سرگشاده، تماس با سیاستمداران و مسئولان- فشاری اجتماعی‏ ایجاد کرد که شهرداری‏ ها، دولت و تصمیم‏ گیرندگان هلند را مجبور کرد خیابان ‏های امن را در قوانین راهنمایی و رانندگی و قوانین شهرسازی در نظر بگیرند.  تأکید این جنبش بر ادامۀ فرهنگ استفاده از دوچرخه برای حمل‏ ونقل عمومی هم بوده است و امروزه در ادامۀ آن، کمپین فرهنگ‏سازی برای استفاده از دوچرخه نه تنها در هلند بلکه در کل اروپا فعالیت می‏ کند.[13] این گونه است که هلند مسیری را جدا از دیگر کشورهای اروپایی طی می‏ کند.[14] نکتۀ برجسته این است که استفاده از دوچرخه و همه‏ گیری آن در هلند نه به صِرف ارادۀ دولت، بلکه با مشارکت جامعه و بروز و ظهور جنبشی اجتماعی به دست آمده است.

مسئلۀ سزارین و راه حل در پایین
حل معضل سزارین در ایران به شیوۀ از بالا و دستوری، اگر نگوییم غیرممکن است، حداقل به راحتی و با هزینۀ قابل قبول امکان‏ پذیر نیست. حل این مشکل نیازمند منابعی گسترده‏ تر از منابع دولتی است که با مشارکت جامعه و کنشگری و فعالیت گستردۀ شهروندان به دست می‏ آید. مشکلاتی از این دست نیازمند آگاهی‏ رسانی به مردم جامعه است که می ‏تواند توسط جوانان و با استفاده از شبکه‏ های اجتماعی شخصی و آنلاین بسیار موفق‏ تر و راحت ‏تر از رسانه‎‏های دولتی صورت گیرد. توجه به کم‏ اعتمادی جامعه به رسانه ‏ها، به ویژه رسانه ‏های دولتی، در این مورد ضروری است. کنش‏ های جمعی به اشکال مختلف می ‏توانند رسانه‏ ها را نیز وادار کنند به این موضوع به مثابۀ موضوع اصلی خود بپردازند. ضمن آنکه بالا بردن حساسیت جامعه با استفاده از کنش‏ های جمعی می‏ تواند هزینۀ سودجویی برخی بیمارستان ‏ها و دکترهایی را بالا ببرد که بی ‏دلیل سزارین را توصیه می ‏کنند. همۀ این ها مشارکت جامعه در کنش‏ های جمعی را می‏ طلبد که لازمه ‏اش توانمندیِ کنشگران جامعۀ مدنی، سهولت سازمان‏ یابی و توسعۀ فضاهای گردهمایی شهروندان است.
  در نمونۀ سزارین محتمل است جوان‏ هایی در خیابان‏ ها تجمع کنند، به در منازل بروند و با مادران و خانواده‏ ها رو در رو صحبت کنند، در چهارراه ‏ها بایستند، آگاهی ‏نامه پخش کنند و از مردم کمک و امضا بگیرند، برای جلب توجه عمومی جلوی بیمارستانی تجمع کنند، اقدامی نمادین انجام دهند و یا به سیاستمداران، روزنامه‏ ها و نمایندگان مجلس نامه بنویسند. همۀ اینها طبیعت مشارکت در حل این معضل است و هزینۀ محتمل این اتفاقات برای دولت و جامعه مسلماً با هزینه ‏های درمانی و روانی‏ ای که با افزایش فاجعه ‏بار آمار سزارین بر جامعه تحمیل می ‏شود، قابل مقایسه نیست.
   اما علاوه‏ بر ظهور و بروز کنش جمعی و مشارکت مردمی، نهادینه‏ شدن این کنش‏ ها و سازمان ‏یابی و تداوم جنبش‏های اجتماعی موضوع‏-محور نیز ضروری‏ اند. در سال ‏های اخیر ما در جامعه ‏مان کم و بیش شاهد پاگیری این دست کنش‏ های جمعی موضوع‏-محور، ولی به طور مقطعی، بوده ‏ایم. نجات دریاچۀ ارومیه، اعتراض به آبگیری سد سیوند، مقابله با مشکل کمبود آب و حتی واکنش به اسیدپاشی در اصفهان نمونه‏ هایی هستند که مشارکت جامعه در آنها توانست به نوعی توجه‏ ها را به موضوع و معضل جلب کند، ولی مواجهۀ مخرب همراه با سوءظن و تقابل دولت اجازۀ ماندگاری و توسعۀ این کنشگری ‏ها را نداده است. برای روالمند شدن مشارکت جامعه در این قبیل جنبش ‏ها به پذیرش و اعتماد مشارکت مدنی جامعه از سوی دولت نیاز است، تا این تشکل‏ ها و سازمان‏ ها پا بگیرند و قوام پیدا کنند.[15] کنشگری‏ ها و اعتراض‏ ها در قالب جنبش‏ های اجتماعی موضوع‏-محور نیاز به افزایش ظرفیت و نیز مدارای دولت در پذیرش آنها دارد. دولت نه تنها نباید به بهانه‏ های مختلف -از قبیل ارتباط با خارجی یا مخل نظم عمومی بودن- با کنش‏ های جمعیِ قانونی به مقابله برآید، بلکه باید امنیت این نوع مشارکت ‏های سیاسی را نیز بنا بر قانون و وظیفه تأمین کند. هرچند شاید گروه‏ هایی بر آن باشند تا از این کنش ‏ها سوءاستفاده کنند، ولی مانند همۀ کشورهایی که جنبش‏ های اجتماعی در آنها نهادینه شده‏ اند، با کمی صبر و توجه، مشارکت سیاسی به سرعت به وضعیتی پیش‏برنده و منفعت ‏آور برای کشور تبدیل می ‏شود.
   در جامعۀ کنونی ایران از این دست موضوع‏ ها و معضلات بسیارند که لازم است با چنین رویکردی حل شوند. از جملۀ آنها مرگ ‏ومیر در تصادفات رانندگی، گسترش اعتیاد، خشونت خانگی، بیماری سرطان و کمبود آب آشامیدنی را می‏ توان نام برد. دولت و جامعۀ مدنی چاره‏ ای ندارد جز آنکه به مشارکت اجتماعی مردم اعتنا و اعتماد کند و جنبش‏ های اجتماعی موضوع‏-محور را برای حل معضلات، به ویژه در حوزه‏ های فرهنگی و اجتماعی، جدی بگیرند.




[1] آمار٤٦.٥ درصد را وزیر بهداشت وقت تایید کرده است. نگاه کنید به وطن امروز، مورخ ١٤/٢/٩٢، شمارۀ ١١١٥، صفحۀ ٤
برخی پژوهش‏ های دانشگاهی نیز این آمار را در همین حدود یافته ‏اند. برای نمونه پژوهش زیر آمار سزارین در کشور را در سال ٢٠٠٩ میلادی ٤٧.٩ درصد تخمین زده است:
Bahadori, F., Hakimi, S., & Heidarzade, M. (2013, September 3). The trend of caesarean delivery in the Islamic Republic of Iran. Eastern Mediterranean Health Journal, 19, S67-S70.
[2] عوارض سزارین ٢٠ سال دیگر عاید ایران می‏شود. یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، خبرگزاری مهر: http://bit.ly/1wV1NY2
[3] گفت‏ وگوی رئیس مرکز تحقیقات سیاست‌گذاری سلامت با خبرگزاری فارس: http://bit.ly/1zWdbX9
به گفتۀ لنکرانی «بر خلاف تصور اولیۀ محققان، آنچه باعث می‌شود زنان به سمت سزارین به جای زایمان طبیعی گرایش پیدا کنند، فقط توصیۀ پزشکان و مسائل مالی و تعرفۀ بالاتر سزارین نیست، باور غلط در بین زنان و خواهندگی از سوی خود زنان باردار و خانوادۀ آنهاست که باعث تصمیم به سزارین می‌شود» و «این باور غلط در بین زنان اکنون به صورت یک فرهنگ درآمده [است]».
[4] Gibbons, L., Belizán, J. M., Lauer, J. A., Betrán, A. P., Merialdi, M., & Althabe, F. (2010). World Health Report (2010), Background paper number 30. World Health Organization.
[5] وزارت بهداشت؛ هشدار برای افزایش آمار سزارین در ایران. وطن امروز، همانجا
[6] نگاه کنید به نقشۀ منتشرشده در هافینگتن پست که بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی تهیه شده است. http://huff.to/1qhjuv1
[7] Gibbons, L., Belizán, J. M., Lauer, J. A., Betrán, A. P., Merialdi, M., & Althabe, F. (2010). World Health Report (2010), Background paper number 30. World Health Organization : http://bit.ly/13sTiZr
[8] پژوهشی نشان داده است آمار سزارین در ایران نسبت به دهۀ پنجاه افزایش سه‏برابری داشته است. http://journal.fums.ac.ir/files/site1/user_files_ed8dee/admin-A-10-1-3-160083a.pdf
و همینطور پژوهش زیر که آمار سزارین را در سال‏های ٢٠٠٥، ٢٠٠٧ و ٢٠٠٩ میلادی به ترتیب ٣٨.٤، ٤٥.٠ و ٤٧.٩ درصد تخمین زده است:
Bahadori, F., Hakimi, S., & Heidarzade, M. (2013, September 3). The trend of caesarean delivery in the Islamic Republic of Iran. Eastern Mediterranean Health Journal, 19, S67-S70.
در استان فارس چند ماه پس از اجرای طرح سلامت کاهش 7 درصدی آمار سزارین در بیمارستان‏های دولتی و تنها کاهش 0٫7 درصدی در بیمارستان‏های خصوصی دیده شده است. http://bit.ly/1yy1HbP
[10] گفت‏ وگوی نویسنده با یک پزشک متخصص.
[11] امروزه در هلند ٣٥٠٠٠ کیلومتر مسیر اختصاصی دوچرخه وجود دارد.
[12] (2011). Future of transport; Analytical report. The Gallup Organisation. European Commission. Retrieved from: http://ec.europa.eu/public_opinion/flash/fl_312_en.pdf
[13] http://lcc.org.uk/pages/holland-in-the-1970s
[14] Why is cycling so popular in the Netherlands? (2013, Aug 7). Retrieved Nov 2, 2014, from BBC: http://www.bbc.com/news/magazine-23587916
[15] برای توضیح لزوم توسعۀ مشارکت سیاسی-اجتماعی شهروندان در دولت تدبیر و امید، و شیوه‏ های آن و همچنین کارکرد سازمان ‏های جنبش ‏های اجتماعی به نوشتۀ زیر مراجعه کنید:
هنری، ع.، (١٣٩٢)، «دولت و منشور حقوق شهروندی: غفلت از مشارکت سیاسی- اجتماعی شهروندان»، ماهنامۀ اندیشۀ پویا، (١٢).

۱۳۹۳ آذر ۲, یکشنبه

سوگواری فرصتی برای حضور

اهمیت توجه به توانایی جامعه در شکل ­دهی و مشارکت در کنش­ های جمعی

منتشرشده در هفته نامه صدا شماره ١٣


جمعه شب هفته گذشته ٢٣ آبان­ ماه بسیاری از شهرهای کشور شاهد گردهم­ آیی هزاران شهروند ایرانی بودند. هرچند حضور جمعی مردم در سال­ های اخیر بیش از قبل تکرار می­ شود، ولی همچنان امری نادر و بحث­ برانگیز است. بویژه آن­که حضور جمعی اخیر از برخی جنبه­ ها متمایز از دیگر تجمع­ ها بود که آن را حائز اهمیت و توجه می­ کرد. تجمع­ های گسترده در سوگ مرتضا پاشایی در شهرهای مختلف خودانگیخته و خودسامان بود. شاید بتوان این حضور شهری را با شادی­ های پس از بازی ایران و استرالیا در آذرماه ١٣٧٦  مقایسه کرد. اما همین مقایسه، ویژگی­ های دیگری از این تجمع­ ها را برجسته می­ کند که "هماهنگی" در محل تجمع و "انتشار" شیوه­ خاص -"هم­سرایی"- در گستره جغرافیایی ملی از نمونه­ های آن است. در این یادداشت ضمن توضیح ویژگی­ های یادشده، به این اشاره خواهم کرد که تجمع­ های مردمی اخیر از منظر مشارکت سیاسی-اجتماعی جامعه واجد چه پیام یا  پیام­ هایی برای ما و بویژه دولتمردان است.

هماهنگی خودانگیخته و کنش­های جمعی خودسامان
روز جمعه ساعاتی بعد از خبر درگذشت مرتضی پاشایی چندصد نفر از دوست­داران او جلوی بیمارستان بهمن تجمع کردند. بلافاصله این خبر به گستردگی در رسانه ­های آنلاین و شبکه­ های اجتماعی منتشر شد. متعاقب آن تنها چندساعت بعد تجمع­ های خودجوش و خودانگیخته در شهرهای مختلف شکل گرفت: از شیراز و تبریز و اصفهان و مشهد تا آبادان و بیرجند و قم و قزوین.(١) مکان­هایی در ده ­ها شهر در کل کشور بدون فراخوان رسمیِ نهاد، گروه و فردی و بدون آمادگی قبلی، تنها در چند ساعت، محل تجمع دوست­داران پاشایی شدند. نکته برجسته این تجمع­ ها نظم نسبی آن­ها و معین­ بودن مکان تجمع­ ها برای مشارکت­کنندگان بود. مقابل بیمارستان بهمن، پارک آب و آتش و فضای بیرونی برج میلاد در تهران، خیابان هاشمیه مشهد،  آرامگاه خیام در همدان، پارک دولت اهواز، بلوار چمران شیراز نمونه ده­ها مکانی در کل کشور بودند که دوست­داران پاشایی گردهم آمدند. تجمع در مکان­های معین  در شهرها هرچند در برخی مناطق به­دلیل ضعف مدیریت شهری مشکلات ترافیکی ایجاد کرد، اما نشان از آن دارد این تجمع­ها درحین خودانگیختگی از هماهنگی قابل ملاحظه­ای نیز برخوردارند. درواقع افرادی که به دلیل احساسات یا قدردانی از هنرمند مورد علاقه خود آماده گردهم­ آیی و سوگ­واری جمعی بودند مکانیزمی برای هماهنگی یافته که منجر به تجمع آن­ها در مکان­ های معین شده­ است.  
در اغلب گزارش­ ها شرکت­ کنندگان در تجمع ­ها از شبکه­ های اجتماعی و سیستم­ های تلفن همراه به عنوان راه­ های آگاه­ شدن از تجمع یاد کرده­ اند. درواقع مکان و زمان تجمع ­ها از طریق شبکه ­های اجتماعی و تلفن همراه هماهنگ­ شده و به شکل فراخوان­ های غیررسمی به اطلاع افراد رسیده ­است. از منظر سازمان­دهی و هماهنگی مرور این اتفاق نشان می­ دهد شبکه­ های اجتماعی تسهیل­ کننده و هماهنگ­ کننده تجمع بوده­ اند. این به این معناست که حجم گسترده­ای از جامعه، بویژه جامعه جوان امکان هماهنگی تجمع از طریق شبکه­ های غیررسمی را دارا هستند.

انتشار "هم­سرایی"
آنچه که در ویدئوهای تجمع ­ها و گزارش های خبرگزاری­ ها جلب توجه می­ کند، هم­سرایی ترانه­ های معروف پاشایی توسط تجمع­ کنندگان در سوگ او است. آن­چه که در فرهنگ سوگ­واری ما امر تازه و نادری است. در سوگ­واری­ های جمعی عمدتا شعارهای مذهبی و نوحه­های حزن­ آلود از بلندگوها پخش یا گاهی هم­خوانی می ­شوند و تجمع­ کنندگان عمدتا به احترام فرد درگذشته سکوت اختیار می­ کنند. پرسش آن است که چگونه هم­سرایی آهنگ­ های پاشایی به مثابه یک خرق عادت چنین پرتعداد و گسترده از نظر جغرافیایی و ناگهانی در تقریبا تمامی تجمع­ ها دیده می­ شود. می­ توان تصور کرد این ویژگی از اولین گردهم­ آیی­ ها از تهران آغاز و به سرعت به دیگر شهرها و دیگر تجمع­ های متعاقب آن سرایت یا انتشار پیدا می­ کند. انتشار (Diffusion) یکی از مبحث های مهم حوزه پژوهش کنش­های جمعی و جنبش ­های اجتماعی است که چگونگی فرایند سرایت یک رفتار فردی یا تاکتیک­ جمعی از یک محل به محل دیگری و فراگیری آن را بررسی می­ کند. انتشار می­ تواند بواسطه وجود رابطه ­های مستقیم بین افراد مانند روابط اجتماعی یا غیرمستقیم مانند رسانه ­های مشترک یا تنها به­ واسطه داشتن هویت مشترک گروهی اجتماعی صورت گیرد. بررسی انتشارِ هم­سرایی از تجمع تهران در تنها چند ساعت به آبادان، بیرجند، کرمانشاه و دیگر شهرهای کشور ما را به وجود ارتباط­ های تعریف­ شده یا تجربه­ شده­ی انتشار در میان جمع گسترده­ای از شهروندان می­ رساند. شبکه­ های اجتماعی شخصی و آنلاین و رسانه ­های اجتماعی و از آن مهم­تر حس یک هویت مشترک درمیان یک گروه بزرگ اجتماعی تسهیل­ کننده و مسیر انتشار هم­سرایی است. مسیر و روابطی که می­ تواند حامل و منتشرکننده سریع هر پیام و تاکتیک دیگری نیز باشد.

نتیجه ­گیری
درگذشت هنرمند مردمی و غلبه سرطان بر او بعد از یک­سال مبارزه در جوانی، هرچند بسیار دردآور و ناراحت­ کننده است اما واکنش اجتماعی بخش وسیعی از شهروندان قابل تامل و از جهاتی امیدوار کننده­ است. از منظر مشارکت اجتماعی و کنش­ های جمعی مرور این پدیده نشان از وجود ارتباط ­های وسیع و شکل­ گرفته بین بخش عمده­ ای از جامعه­ ی با پتانسیل مشارکت دارد. ارتباط­ هایی که می­ تواند در زمان­ هایی هرچند مقطعی و موسمی، هم نقش خبررسانی و هم هماهنگی و هم انتقال پیام، ایده و نظر را به­ راحتی بر عهده بگیرند. این پدیده بازگو کننده توانایی جامعه در شکل­ دهی کنش­ های اجتماعی خودسامان و خودانگیخته است. آن توانایی ارزشمندی که می ­تواند در جوامع به­ سامان به عنوان فرصت برای حل مشکلات و معضلات اجتماعی شناسایی شود. در جامعه ما بسیاری مشکلات و معضلات وجود دارند که تنها توسط دولت و با بخشنامه و دستور قابل حل نیستند. بویژه مشکلاتی که بخشی از آن ریشه در فرهنگ و هنجارهای اجتماعی دارند. از این قبیل مشکلات که شاید بی­ شمار باشند می­ توان از فراوانی تصادف­ های رانندگی، شیوع اعتیاد و مشکل کم ­آبی نام برد که حل آن­ها نیاز به مشارکت جامعه برای آگاهی­ رسانی و تغییر الگوهای رفتاری و هنجاری و البته حساس کردن رسانه­ ها و مسئولان با شکل­گ یری کنش­های جمعی و جنبش­های اجتماعی دارد.
جامعه به شکل­ های گوناگون -هم در مطالبه­ های مستقیما سیاسی و هم در خواست­ های غیرمستقیم سیاسی و هم در توجه به موضوعات کاملا غیرسیاسی- توانایی، پتانسیل و اراده خود را در مشارکت سیاسی اجتماعی در بهبود وضعیت جامعه و پیشرفت کشور و پیشبرد اصلاحات نشان می­ دهد. حال وظیفه دولت­مردان است که با نگاهی در چارچوب منافع ملی –و نه فقط نگاه امنیتی- بااعتماد و اعتقاد به جامعه موانع مشارکت­ های جمعی مردمی را برداشته و ظرفیت پذیرش کنش­ های جمعی را افزایش دهند.

(١) گزارش ایرنا از گردهم­آیی­های جمعه شب در شهرهای مختلف: 
http://www.irna.ir/fa/News/81386244/

۱۳۹۳ شهریور ۲۶, چهارشنبه

سیاست استیضاح

علی هنری

منتشرشده در اندیشه پویا شماره ١٩

با فراگیرشدن شبکه‌های اجتماعی و امکان‌هایی که در مشارکت و حضور سیاسی مردم به وجود آمده، مشارکت گروه‌های غیررسمی بر پایۀ خواست‌ها و باورهای مشترک و افکار عمومی جامعه، بیش از پیش در سیاست تعیین‌کننده شده‌اند. آن‌چنان که امروزه قدرت احزاب و سازمان‌های رسمی سیاسی تنها با توان تغییر کرسی‌های رسمی حکومتی اندازه‌گیری نمی‌شود بلکه یک بده‌بستان قابل توجه با افکار عمومی و جریان‌های غیررسمی موسمی دارد. بدین‌ترتیب نمی‌توان یک واقعۀ سیاسی و پیامدهای آن بر چیدمان قدرت سیاسی را ارزیابی کرد بدون آن‌که تأثیر متقابل آن بر افکار عمومی مردم و بر گروه‌های غیررسمی را سنجید. با این توضیح، تأثیر استیضاح وزیر علوم به‌عنوان یک واقعۀ سیاسی باید در سه سطح (یک) نیروهای سیاسی رسمی یا صحنۀ رسمی سیاست، (دو) افکار عمومی جامعه و (سه) گروه‌های غیررسمی سیاسی مشارکت‌کننده در حوزۀ عمومی مورد بررسی قرار گیرد. تحولات پیرامون استیضاح وزیر علوم به وضوح محل تقابل و تقاطع این سه سطح را نشان می‌دهد. در این واقعه، جریان‌هایی که بر پایۀ سیاست سنتی عمل می‌کنند و بیش‌تر چشم به کرسی‌های قدرت دارند، تلاش کردند سازوکارهای رسمی سیاسی را به خدمت بگیرند و با عزل وزیر غیرهم‌سو، قدرت خود را در ساخت سیاسی مستحکم کنند یا به رخ بکشند (سطح یک). اما از سوی دیگر با استیضاح یک هدف ــ شاید کلان‌تری ــ نیز دنبال شد و آن ناامیدکردن افکار عمومی نسبت به دولت فعلی و جریان سیاسی و فکری رقیب بود (سطح دو). اما آن‌چه که از نگاه این جریان به‌واسطۀ رویکرد سیاسی و سیاست‌ورزی سنتی‌اش پوشیده بود، تأثیر کنش‌های جمعی جریان‌های غیررسمی بر صحنۀ سیاست است. کنشگری‌ای که می‌تواند به تبیین و بیان خواست‌ها و اعتراض‌های مخالف جریان اقتدارگرا بینجامد و این مطالبات را به عمق جامعه نفوذ دهد و به سیاست رسمی تحمیل کند (سطح سه).

سطح اول: استیضاح و ساخت سیاسی 
استیضاح‌خواهان به‌خوبی توانستند صحنۀ استیضاح را به سود خود بچینند. از قدرت لابی خود در دالان‌های مجلس و بیرون آن بهره گرفتند و شاید از آن مهم‌تر در دفاع از استیضاح، گفتاری اقناع‌کننده در زمینۀ ادبیات مقبول نظام در باور مجلسیان برگزیدند. دو دادۀ آماری از یک وب‌سایت را که یکی از چند ده پایگاه دادۀ کتاب‌شناختی است، مستمسک قرار دادند و با بالا و پایین کردن منحنی‌ها سقوط دو پله‌ای جایگاه علمی ایران را نتیجه گرفتند و بلافاصله این «رکود علمی» را به سیاسی‌کاری در «وزارتخانه‌ای که وظیفه‌اش تولید علم است» متصل کردند. علاوه بر چارچوب‌بندی گفتار، در عمل نیز استیضاح‌خواهان از چند هفته پیش از استیضاح توان پارلمانی و رسانه‌ای خود را برای فشار بر هیئت‌رئیسۀ مجلس برای پذیرش استیضاح به‌ کار بردند و در ده روز منتهی به استیضاح به‌طور کامل بر این موضوع تمرکز کردند. تیترهای سایت‌ها و روزنامه‌های حامی جریان استیضاح نشانگر این تمرکز قوی و عزم جزم است.(١) اخبار خبرنگاران پارلمانی نیز در روزهای پیش از استیضاح و جوّ روز استیضاح در مجلس حاکی از جدیت و توانمندی استیضاح‌کنندگان در دردست‌گرفتن فضای مجلس بود. درنهایت نیز استیضاح‌کنندگان به هدف مستقیم خود یعنی رأی‌آوردن استیضاح و خداحافظی فرجی دانا دست یافتند. بدین‌ترتیب می‌توان استیضاح‌کنندگان را پیروز قاطع سیاست رسمی و سنتی در این مقطع دانست.

سطح دوم:‌ استیضاح و افکار عمومی 
اما در سطح افکار عمومی نیز می‌توان استیضاح‌کنندگان را پیروز نسبی دانست. استیضاح‌کنندگان و مخالفان دولت با طرح ناامیدسازی از هر نوع اصلاحی به دست دولت به دنبال آن بودند که نشان دهند با روی کار آمدن دولت روحانی تغییری صورت نگرفته است و دولت هم‌چنان باید سیاستی را دنبال کند که دیگران تعیین می‌کنند؛ و البته این دیگران نیز قادرند دولت را برای هر انحرافی از این سیاست تنبیه کنند. استیضاح‌کنندگان در به‌تصویرکشیدن چنین فضایی موفق بودند. وقتی مخالفان تندرو دولت بتوانند سیاست‌های وعده‌داده‌شدۀ روحانی و خواست حامیانش را به‌راحتی به چالش بکشند و مجریان آن را تنبیه و توبیخ کنند، چه امیدی به پیشبرد دیگر وعده‌های دولت می‌توان داشت؟ هرچند داده‌های دقیقی در مورد تغییر افکار عمومی نداریم اما منطقاً اگر دولت توان نگاه‌داشتن وزیری مورد قبول گستردۀ حامیان جوان و دانشگاهی خود را ندارد، چه تضمینی است که بتواند دیگر کارگزاران خود را در سه سال باقی‌مانده حفظ کند. هرچند شاید انتصاب محمدعلی نجفی به سرپرستی وزارت علوم و تأکید رئیس‌جمهور بر ادامۀ مسیر بالابردن کیفیت و توسعۀ مسائل فرهنگی و اخلاقی در دانشگاه و حفظ آرامش در سطح دانشگاه‌های کشور توسط سرپرست جدید، پاتکی بر سناریوی ناامیدسازی بود، ولی واقعیت این است که این گفته‌ها و انتصاب‌ها تأثیر قابل توجهی در داوری افکار عمومی از نتیجۀ استیضاح ایجاد نمی‌کند. آن‌چه که برای عموم جامعه قابل فهم و درک است برکناری «وزیر» در یک زمان معین است. این‌که نجفی چقدر با فرجی دانا هم‌سوست یا این‌که دولت تا چه اندازه مصمم است سیاست‌های کلی وزارت علوم را ادامه دهد، امری است زمان‌بر که نمی‌تواند جایگزین شوک لحظه‌ای استیضاح شود. شفاف‌سازی در مورد بورسیه‌هایی «غیرقانونی» و رونمایی از فساد پشت اخذ بورسیه‌ها هزینه‌ای بود که استیضاح‌کنندگان در برابر افکار عمومی پرداخت کردند. اما درمجموع پروژۀ ناامیدسازی حامیان امیدوار دولت در طرح استیضاح موفق عمل کرد؛ چرا که فساد هشت سال گذشته چیزی نبود که از چشم هواداران دولت پوشیده مانده باشد و آن‌چه محل شک هواداران می‌توانست باشد، توانایی و ارادۀ دولت در تغییر سیاست‌های مخرب و کوتاه‌کردن دست مفسدان بود.

سطح سوم: استیضاح و کنشگران دانشگاهی 
اعلام وصول استیضاح وزیر علوم توسط هیئت‌رئیسۀ مجلس، آغاز ده روز پرتحرک برای دانشگاه و بیان خواست‌های جامعۀ دانشگاهی بود. در این ده روز ده‌ها نامه و بیانیه در حوزۀ عمومی منتشر شد که نشانگر درگیرشدن و کنشگری هزاران دانشجو و استاد دانشگاه در فصل تعطیلی دانشگاه‌ها بود.(٢) در بیانیه‌ها و نامه‌هایی که خطاب به مردم، نمایندگان مجلس و رئیس‌جمهور نوشته شد، نام حدود دویست تشکل دانشگاهی از ده‌ها دانشگاه کشور به چشم می‌خورد. هزاران استاد دانشگاه، عضو هیئت علمی و دانشجو با شیوۀ نامۀ سرگشاده تلاش کردند به استیضاح سیاسی واکنش نشان دهند و از وزیر علوم حمایت کنند. حمایت‌هایی که اگرچه از منظر سیاست سنتی در حفظ وزیر شکست خورد اما از منظر سیاست جاری و امروزی نتیجه‌بخش بود. در کنار نامه‌های حمایتی، مطالبات عینی و روشنی از دانشگاه تبیین یافت و در حوزۀ عمومی بیان شد. نگاهی به این نامه‌ها و بیانیه‌ها نشان از آن دارد که اکثر آن‌ها ضمن اعلام حمایت از روحانی، دورنما و تصوری از دانشگاه مطلوب و وضعیت جدید را نیز به تصویر می‌کشند. نامه‌ها و بیانیه‌ها و اظهارنظرها عمدتاً خواست تغییر و مطالبات مردم در انتخابات ٩٢ را به جریان‌های سیاسی و استیضاح‌کنندگان و مردم یادآور شده‌اند. ضمن آن‌که جملگی تصویری به دست می‌دهند از فاجعه‌ای که در هشت سال دولت نهم و دهم بر دانشگاه و دانشگاهیان رفته است. امضا‌کنندگان نامه‌ها این استیضاح را در شرایطی که نُه ماه بیش‌تر از وزارت فرجی دانا نگذشته است اقدامی جناحی، با اهداف سیاسی و برای مأیوس‌کردن مردم ارزیابی کرده‌اند. مطالباتی که در این بیانیه‌ها بیان شدند، هرچند اشتراکات بسیاری داشتند، ولی وسعت قابل توجهی از حوزه‌های دانشگاهی را هم دربرمی‌گرفتند. استیضاح‌طلبان در جلوگیری از طرح خواست‌هایی در این مدت که از سوی جامعۀ دانشگاهی تبیین و فریاد شد، شکست خوردند. هم‌چنین هویت و جریانی که در ضمن این کنش‌ها شکل گرفت و پیوندهایی است که در میان جامعۀ دانشگاهی، نه براساس یک رابطۀ سازمانی بلکه، بر مبنای خواست‌هایی مشترک برقرار شد، از دیدگان آن‌ها پنهان ماند. با تحلیل محتوایی حدود پنجاه بیانیه و نامۀ دانشگاهی منتشرشده در هفتۀ منتهی استیضاح می‌توان چنین مطالباتی را در ایده‌های مطرح‌شده توسط جامعۀ دانشگاهی کشور بسته‌بندی کرد:
ــ ایجاد فضای شور و نشاط و پویایی در دانشگاه و برطرف‌کردن فضای رخوت و «آرامش قبرستانی» با برداشتن مدیریت و نگاه امنیتی از دانشگاه؛
ــ مقابله با بی‌عدالتی، رانتخواری و فساد علمی در دانشگاه؛
ــ بازگرداندن دانشجویان محروم از تحصیل و لغو دستورالعمل ستاره‌دارکردن دانشجویان؛
ــ بازگشت استادان اخراجی و توقف بازنشستگی‌های اجباری؛
ــ سپردن زمام امور دانشگاه به دست دانشگاهیان و انتخاب رؤسای دانشگاه‌ها با نظر دانشگاهیان؛
ــ ایجاد فضای باز سیاسی در دانشگاه با احیای تشکل‌های مستقل و توقف برخوردهای غیرقانونی و تبعیض‌آلود با تشکل‌ها و نهادهای قانونی دانشجویی؛
ــ بازگشت قانون‌مداری و قانون‌مندی به دانشگاه؛
ــ ارتقای رشد علمی؛
ــ دوری دانشگاه از بازی‌های جناحی و سیاسی و تأکید بر استقلال و آزادی آکادمیک دانشگاه.
بهبود فضای علمی و فرهنگی، دوری از دروغ و تزویر و بی‌اخلاقی و دوری از افراط و تندروی در دانشگاه‌ها از دیگر مطالبات بیان‌شدۀ دانشگاهیان است که در خلال سطور نامه‌های حمایت از فرجی دانا قابل رؤیت است. با بررسی و تحلیل آماری ٤١ نامۀ سرگشادۀ منتشرشده در هفتۀ منتهی به استیضاح در حمایت از وزیر علوم، می‌توان به ارزیابی جامعی از درصد فراوانی اشاره به خواست‌های مصرح در این بیانیه‌‌ها دست پیدا کرد (نگاه کنید به ‌نمودار). برای نمونه در ٧٤ درصد نامه‌ها به فضای شور و نشاط و امید در دانشگاه‌ها و برداشته‌شدن مدیریت امنیتی اشاره شده است.

نتیجه‌گیری
دولت تدبیر و امید و کارگزارانش که بنا بر تعریف باید بازیگر میدان سیاست رسمی و درون حکومت باشند، توفیق چندانی در مواجهه با استیضاح نداشتند. دولت باید شکست در مقابل استیضاح‌کنندگان را بپیذیرد؛ چرا که از حضور یک وزیر و شخصیت «فرهیخته، اندیشمند، صاحب‌نظر و مدیر» ــ به گفتۀ رئیس‌جمهور ــ محروم شد.(٣) این‌که چه دلایلی باعث شد در یک رقابت رسمی دولت وزیری را که باز هم به گفتۀ شخص رئیس‌جمهور توانسته است در فرصتی نُه‌ماهه «فضای کم‌سابقه‌ای از آرامش و نشاط را در دانشگاه‌ها ایجاد کند»(٤) از دست بدهد، باید مورد واکاوی دقیق قرار گیرد؛ چرا که ادامۀ روند شکست‌ها در میدان رسمی پروژۀ ناامیدسازی از دولت را با توفیق روبه‌رو می‌کند. اما مروری بر اتفاقات سیاسی پیرامون استیضاح وزیر علوم از منظری بازتر از نگاه سیاسی سنتی نشان می‌دهد استیضاح‌کنندگان هرچند در سطح رقابت جریان‌های سیاسی در درون سیاست رسمی پیروز بودند و هم‌چنین در هدف کلی ناامیدسازی در سطح افکار عمومی توفیق نسبی داشتند، اما در سطح حوزۀ عمومی پیروزی با کنشگران تغییرخواه و دانشگاهی بود. کنشگرانی که توانستند خواست‌های خود را به‌صورت مدون و مشخص بیان کنند و موجبات پایبندی دولت، و حتی جریان‌های سیاسی معقول مخالف دولت، به ادامۀ راه فرجی دانا را فراهم آورند. اظهارنظرهای فردی به‌صورت مصاحبه و یادداشت و مقاله و کنش‌های جمعی در قالب نامه‌های سرگشاده حاوی مجموعۀ خواست‌هایی بود که توسط هزاران دانشجو، دانشگاهی و دانش‌آموخته و بدنۀ اجتماع در رابطه با دانشگاه و آموزش عالی تبیین، بیان و چارچوب‌بندی شد که امکان نادیده‌گرفتن آن‌ها در آینده برای کارگزاران دولت دشوار و هزینه‌بر خواهد بود. بدین‌ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که دولت برای موفقیت در ادامۀ راه باید با نگاهی غیرسنتی به سیاست تعامل و ارتباط خود با کنش‌های جمعی غیررسمی و کنشگران تغییرخواه جامعه را افزایش دهد؛ نیروهای اجتماعی‌ای که نشان داده‌اند در موقعیت‌های مهم، مؤثرترین نیروی سیاسی و تاکنون حامی تغییرات اصلاح‌طلبانه و تدریجی و سیاست‌های میانه‌روانۀ دولت بوده‌اند.



یادداشت‌ها:
١. نگاه کنید به صفحه‌های اول روزنامۀ وطن امروز در هفتۀ منتهی به استیضاح به‌ویژه روزهای ٢٦، ٢٨و ٢٩ مرداد (روز استیضاح) و هم‌چنین سه شمارۀ پیش از استیضاح کیهان ٢٧، ٢٨و ٢٩ مرداد که به‌طور کامل به استیضاح اختصاص داشتند. 
٢. مجموعۀ نسبتاً کاملی از این نامه‌ها را می‌توانید در لینک زیر بیابید: 
https://bitly.com/bundles/o_7bo9115g00/3 
٣. سخنان رئیس‌جمهور در تقدیر از فرجی دانا پس از استیضاح در جمع علما و فضلای اردبیل. 
٤. دفاع روحانی از فرجی دانا در هیئت دولت. 

۱۳۹۳ مرداد ۲۵, شنبه

ریشه های سیاسی کینه و نفرت پراکنی

وقتی چارچوبی برای نارضایتی نیست

منتشر شده در صدا شماره یک

خشونت و تخاصم در جامعه سیاسی ایران یکی از موانع رشد و ارتقای دموکراسی است. این خشونت هم می ­تواند در کنش سیاسی به چشم آید و هم در گفتار سیاسی. نمونه ­های کنش­های خشونت آمیز از ترور سعید حجاریان یا برهم زدن تجمعات قانونی و مسالمت ­آمیز می ­توان نام برد که بیشتر از سوی اقلیتی افراطی برنامه ­ریزی و اجرا می ­شوند. اما گفتارهای خشونت آمیز شیوع بیشتری حتی درمیان طرفداران اصلاح طلبی دارد. جنبش­ های اجتماعی و جریان ­های اصلاح طلبانه و دموکراسی­ خواهِ بعد از دوم خرداد هرچند در زمینه خشونت پرهیزی در کنش های سیاسی موفق عمل کرده اند اما در برخی مقاطع در زدودن خشونت از گفتار سیاسی خود ناتوان بوده ­اند.  بخشی از خشونت در ادبیات سیاسی و گفتار سیاسی جنبه شخصی دارد که به خصوصیات افراد بازمی گردد که موضوع این یادداشت نیست. اما بخشی از خشونت خواسته یا ناخواسته ریشه در برنامه سیاسی جریان ­ها و گروه ­های سیاسی دارد که در این نوشته تاکیدم بر این نوع خشونتِ گفتاری است که راه سازش و میانه ­روی را تنگ کرده و تضاد و تخاصم را افزایش می­ دهد.
ادعای این یادداشت این است که بخش عمده ­ای از خشونت و تخاصم در میان نیروهای سیاسی از گفتار و ادبیات سیاسی­ ای که این نیروها برای تفسیر مسائل و مشکلات سیاسی پیش­ می­ گیرند سرچشمه می ­گیرد. هرچقدر این تفاسیر در چارچوب­ های تجویزگرایانه و ارائه راه حل­ های سیاسی و تخصصی باشد و از چارچوب­های تفسیری سرزنشگرانه دوری کند ما شاهد فضای سیاسی به مراتب عقل­ مدارانه و غیرخشونت­ آمیزتری خواهیم ­بود.
چارچوب ­بندی و معناسازی نارضایتی سیاسی
یکی از ریشه های اصلی خشونت در گفتار و راهبرد خشونت آمیزِ یک نیروی سیاسی -و به تبع آن در کنش هواداران- از چارچوبی برمی­ آید که نیروی سیاسی برای تفسیر سیاسیِ نارضایتی یا یک خواست عمومی اتخاذ می ­کنند. در مطالعات جنبش­ های اجتماعی فرایند  تفسیر و توضیحِ سیاسی یک نارضایتی یا خواست را با مفهوم چارچوب­بندی (framing) توضیح می دهند.[i] مفهوم چارچوب­بندی برگرفته از تعریف قدیمی گافمن است که چارچوب­بندی را طرح­ واره ­ای می­داند که افراد را قادر می ­سازد از یک واقعه درک و تشخیص داشته باشند.[ii] چارچوب­بندی در عالم سیاست به اتفاق ­ها یا موقعیت ­ها معنا می­ بخشد و به تبعِ آن کنشی را جهت­ می­ دهد. چارچوب­بندیِ اعتراض جدا از تبدیل مشارکت کنندگان بالقوه به بالفعل[iii]، در آینده اعتراض و سمت و سوی گفتگو یا تقابل نیز تعیین کننده ­است. یعنی بسته به آنکه یک نیرو یا جریان سیاسی چه نوع چارچوب ­بندی ­ای را اتخاذ می ­کند و چگونه یک موضوع را معنای سیاسی می ­بخشد می ­توان جهت ­گیری آن را به سوی یک کنش خشن و تقابلی یا کنشی مسالمت ­آمیز و آشتی ­جویانه پیش­بینی کرد. به همین دلیل در ریشه ­یابی خشونت اهمیت دارد که به چارچوب­بندی تفسیری نیروهای سیاسی توجه کنیم.
انواع چارچوب ­بندی و تاثیر آن بر جهت­ گیری کنش جمعی
شارحانِ مفهوم چارچوب ­بندی در جنبش ­های اجتماعی و کنش جمعی سه نوع اصلی از چارچوب­ بندی را در میان گفتار و نوشتار نیروهای سیاسی تشخیص داده­ اند:  تشخیصی(diagnostic)، تجویزی(prognostic) و انگیزشی(motivational).[iv]
هر برنامه یا گفتار سیاسی می ­تواند شامل یک یا ترکیبی از این سه نوع چارچوبِ تفسیری باشد. یک چارچوبِ «تشخیصی» یک مشکل عمومی را تشخیص داده و برجسته می ­کند. گاهی نیز در این چارچوب دلیل یک مشکل به یک فرد، حزب یا جریان سیاسی­ای نسبت داده می ­شود  که در این صورت چارچوب تفسیری «سرزنشگرانه» نامیده می ­شود. اما تفسیری که از چارچوب «تجویزی» استفاده کند، پیشنهادی برای حل مشکل ارائه می ­دهد و به آنچه که باید برای رفع مشکل انجام داد می ­پردازد. برای فراخوان به یک کنش جمعی یا یک اقدام جمعی نیز از چارچوب ­های تفسیری انگیزشی استفاده می ­شود.[v] تمرکز این یادداشت بر خشونت در گفت­ وگو و بحث و اشتراک­ گذاری باورها و اصول است که به مرحله بسیچ اقناعیِ نیروهای سیاسی مرتبط است. در این مرحله تنها تفاسیر و گفتمان­ ها و برنامه هایی در چارچوب­ های تشخیصی، تجویزی و سرزنشگرانه به چشم می ­خورد و نه چارچوب انگیزشی که به مرحله بسیج برای کنش مربوط است. [vi]
بطورکلی برای آنکه تشخیص بدهیم یک گفتار یا برنامه سیاسی واجد چه نوع چارچوب ­بندی­ای است کافی است با در متن یا کلام و شعار پاسخ به سه پرسش زیر را جستجو کنیم: بر روی چه مشکلی دست گذاشته می­ شود، چه پیشنهادی برای حل مشکل داده می ­شود و چه کسی سرزنش می ­شود یا مسئول خوانده می ­شود.
یافته­ ها نشان داده ­است تفسیرهایی که به چارچوب­ بندی ­های «تشخیصی» و به ویژه «سرزنشگرانه» اکتفا می ­کنند، بیشتر به رادیکال شدن یک جریان سیاسی، جنبش اجتماعی یا کنش جمعی می­ انجامد و در فضای سیاسی تضاد و تخاصم ایجاد می ­کنند. درحالیکه تفسیر و معناسازی در چارچوب­ بندی تجویزی بیشتر به سوی سازش و کنش­ های عقلانی در میان نیروهای سیاسی حرکت می­ کند. در سطح فردی نیز تصمیم به مشارکت در کنش ­های غیرخشونت ­آمیز یا خشونت­ آمیز بستگی به چارچوبِ تفسیری دارد. هرچه نیروهای سیاسی از چارچوب­ های تشخیصی و سرزشگرانه بیشتر در گفتار خود استفاده کنند احتمالا مشارکت از مسیر غیرعقلانی و کنش­ های خشونت ­آمیز بیشتر خواهد شد.

نتیجه­ گیری
شعار اعتدال در انتخابات گذشته با اقبال عمومی جامعه مواجه شد و بازتاب خواست اکثریت جامعه در بازگشت بر مدار عقل و منطق و میانه­ روی نیز در همین آرا قابل مشاهده است. تبعات سنگین و منفیِ فرادستی افراطیان در هشت سال گذشته و اوج گیری تقابل و تخاصم در میان نیروهای سیاسی نیز بر کسی دیگر پوشیده نیست. در این فضای سیاسی و این اتفاق نظر عمومی و با برآمدن دولت تدبیر و امید بیش از پیش اهمیت زدودن خشونت و تخاصم در مواجهه های سیاسی ضروری به نظر می ­رسد. جامعه سیاسی هم اکنون نیاز به آرامش و گفت ­وگویی دارد که در آن میانه روان و عقل مداران صدایشان بیش از پیش شنیده شود. برای تشخیصِ گفتارهایی که بذر تخاصم می­ کارند و گفت ­وگو و نقد را به سوی خشونت کلامی و جدا ل­های بی ثمر می ­کشانند می­ توان از مفهوم چارچوب ­بندی استفاده کرد. گفتارها و برنامه ­هایی که بیشتر به سرزنش یک جریان و گروه به عنوان علت العلل مشکلی تاکید دارند و از ارائه راه حل برای آن مشکل پرهیز می­ کنند، بیشترین احتمال تخاصم و خشونت را در خود می­ پرورانند. در مقابل آن گفتارهایی که ضمن «تشخیص» مشکلات، بیشتر به «تجویز» راه حل ­های عملی می ­پردازند زمینه را برای گفت­وگویی سازنده و بدون خشونت پیش خواهند برد.
نیروهای سیاسی در تفسیر و ترجمان نارضایتی یا وضعیت سیاسی در برنامه ­ها و گفتار خود باید به چارچوبِ تجویزی اعتنا بیشتری داشته ­باشند تا گفت­ وگو و کنش سیاسی در بستری غیرخشونت­ آمیز و عقل ­مدارانه انجام پذیرد.






[i]  برای مروری بر این چشم­انداز فکری نگاه کنید به:
Benford, R. D., & Snow, D. A. (2000). Framing processes and social movements: An overview and assessment. Annual Review of Sociology, 26, 611-639.
[ii]  این مفهوم در روان­شناسی توسط گافمن در کتاب زیر عرضه شد که بعدها با تغییراتی توسط گامسن و بنفورد و اسنو به حوزه مطالعه جنبش­های اجتماعی آورده شد.
Goffman, E. (1974). Frame analyses: An essay on the organization of the experience. New York: Harper Colophon.
[iii]  برای آشنایی با فرایند تبدیل مشارکت­کنندگان بالقوه یا همدلان به مشارکت­ کنندگان بالفعل نگاه کنید به:
Klandermans, B., & Oegema, D. (1987). Potentials, networks, motivations, and barriers: Steps towards participation in social movements. American Sociological Review, 52, 519-531.
[iv] نگاه کنید به:
Snow, D. A., & Benford, R. D. (1988). Ideology, frame resonance and participation mobilization. In B. Kalndermans, H. Kriesi, & S. Tarrow (Eds.), International Social Movement Research (pp. 197-218). Greenwich: JAI Press.
[v]  سه گفته زیر نمونه سه چارچوب بندی تشخیصی، تجویزی و انگیزشی هستند: بی کاری مشکل جامعه ماست، دولت عامل بی کاری است و جذب سرمایه خارجی راه حل مشکل بیکاری است.
[vi]  بسیج سیاسی که مهمترین کارکرد نیروها، احزاب و سازمان­ های سیاسی است دو مرحله دارد که یکی مرحله گفتمان ­سازی یا قانع­سازی (Consensus mobilization) و دیگری مرحله بسیج برای کنش (Action mobilization) است. برای آشنایی با این دسته بندی نگاه کنید به:
Klandermans, B. (1997). The social psychology of protest. Oxford, UK: Blackwell Publishers.