صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب معرفی کتاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب معرفی کتاب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ آذر ۲۳, شنبه

گذشته و کتاب ها


با ذکر یک نکته/دغدغه وارد بازی ده کتاب تکان دهنده می شوم.

به باور من یک کتاب و چند کتاب تغییر اجتماعی ایجاد نمی کنند و به تنهایی تحول آفرین و دگرگون کننده نیستند. اصولا فرهنگ و اندیشه ای که اعتبار زیادی به یک کتاب/اثر –نه کتابخوانی-  بدهد خود می تواند مانع تغییر اجتماعی و رشد فکری و علمی شود. چرا که پررنگ کردن یک کتاب به معنای کم رنگ دیدن دیگر تجربه های اجتماعی و آثار آکادمیکی است که اتفاقا پدیدآورنده و شکل دهنده همان کتاب هستند. ضمن آنکه من نگرانم پرسش از یک پژوهشگر/روشنفکر/نویسنده درباره کتابِ تکان دهنده نگاهی را تقویت کند و از نگاهى برآمده باشد که پژوهشگر/روشنفکر/نویسنده را در كنج غار (كتاب خانه) و نه در بطن اجتماع و تحت تاثیر کتاب نه ارتباط ها و گفت وگوهای اجتماعی فرض می کند.

با ذکر این نکته/دغدغه در زیر به ده کتاب یا مجموعه ای اشاره می کنم که بازتابشان را در کارهای الانم می توانم ببینم:
یک- «پیشرفت و توسعه بر بنیاد هویت فرهنگی» از پرویز ورجاوند: این کتاب عصاره ای است از سامان فکری پرویز ورجاوند؛ فرصت دیدنِ گونه گونی فرهنگی در مسیر توسعه، لزوم توانمندسازی فرهنگ ملی و حفظ میراث فرهنگی و گشودگی بر روی دیگر فرهنگ ها با تاکید بر تقویت فرهنگ ملی. این کتاب در کنار دیگر نوشته ها، مقالات و مصاحبه های رادیویی ورجاوند و جلسات هفتگی اش سیاسی شدن من را با نگاه ملی و درعین حال دموکراتیک همراه کرد. در همین دوره متاثر از نشریه ایران فردا و نوشته های سیاسی فعالان و روشنفکران ملی مذهبی در دوره اصلاحات نیز بودم.
دو- «فکر آزادی و مقدمۀ نهضت مشروطیت» از فریدون آدمیت: خواندن کتاب های مربوط به مشروطیت بویژه برای بار دوم در آغاز دهه هشتاد در حلقه ای کتابخوانی من را به یک تجدید نظر کلی درمورد نوع نگاهم به آزادی و تغییر اجتماعی واداشت. خیلی کمک کرد که به عمق بی سوادی ام پی ببرم. خواندن کتابهای آدمیت (امیرکبیر و ایران، اندیشۀ ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار، اندیشه های میرزا میرزا فتحعلی آخوندزاده، اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی، تاریخ فکر - از سومر تا یونان و روم، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران - جلد یکم و دوم ) و رساله های مشروطه (رساله مکالمات مقیم و مسافر) و نوشته های دسته اول روشنفکران مشروطه (یک کلمه)  لزوم نگاه عمیق به مسائل برای اثرگذاری در تغییر اجتماعی را یادآورم شد و البته «مشروطۀ ایرانی» آجودانی مهمترین نقش را در این یادآوری داشت.

سه- « نیروهای مذهبی بر بستر حرکت نهضت ملی» از علی رهنما: اواخر دهه هفتاد و نیمه اول دهه هشتاد برگرفته از نگاه سیاسی ام و همنشینی با نیروهای ملی تشنه خواندن از مصدق و یاران او و تحولات نهضت ملی بودم. خاطرات و تاملات مصدق، قلم و سیاست از محمدعلی سفری، جنبش ملی شدن صنعت نفت از سرهنگ نجاتی، زندگی نامه دکتر فاطمی، یادنامه صدیقی تالیف پرویز ورجاوند و ... از مهمترین آثاری بود که در این دوره خوانده ام. اما «خواب آشفته نفت» از محمدعلی موحد و «مصدق و نبرد قدرت» از همایون کاتوزیان تصویر واقعی تری از مصدق و تحولات بر رویم گشود و کتاب علی رهنما روشنگرین کتاب در این جهت بود.
چهار- مجلدهای «فصلنامه گفتگو»: مجلدهای فصلنامه گفتگو در تقریبا یک دهه بیشترین تاثیر را در نگاه سیاسی و اجتماعی ام داشته اند و بازتابشان را در افکار کنونی ام می توانم براحتی ببینم. مقالات سیاسی مراد ثقفی از یک سو و مقالات تاریخی و مباحث ملی کاوه بیات از سوی دیگر به بازسازی نگاه دموکراتیک ملی ام کمک کرد. مجلدهای فصلنامه گفتگو و حضور هفتگی در هیات تحریریه به طور کلی به نگاهم در ارتباط روشنفکری، آکادمیا و فعالیت سیاسی و اجتماعی جهت دادند. فصلنامه گفتگو از کیش شخصیت بدور است و همین یک ویژگی اثر بزرگی در رفتارهای عمومی و اجتماعی مرتبط با کار سیاسی و پژوهشی ام گذاشت. یکی از اثرگذارترین شماره های گفتگو هم برای من شماره پنجاه با مقالات ویژه «ایران و افغانستان» بود. پرونده انسانی بهترین توصیفی که می توان برای این شماره انتخاب کرد.
پنج- «اخلاق در حوزه عمومی» از علی میرسپاسی: از این کتاب آموختم "دموکراسی پروژه ای جامعه شناسانه و مرتبط با حوزه عمومی است . دموکراسی یک حقیقت فلسفی نیست و نمی تواند باشد" (12) این یک دستاورد ارزنده برای من در زمانی بود که فعالیت های سیاسی ام جدی تر می شد و در آغاز راه جامعه شناس شدن بودم. اصولا نمی توانم از آثار روشنفکران و آکادمیسین های عرفی خارج از کشور در برهه ای از زندگیم چشم بپوشم: «شورشیان آرمان خواه» از مازیار بهروز، «رویارویی فکری ایران با مدرنیت» از  فرزین وحدت، «لائیسیته چیست؟» از شیدان وثیق، «حکایت دختران قوچان» از افسانه نجم آبادی، «تجدد آمرانه» از تورج اتابکی، «روشنفکران و دولت در ایران» از نگین نبوی، «سیاست های خیابانی» از آصف بیات و «کنفدراسیون» از افشین متین به شدت من را ترغیب کردند علوم اجتماعی را رسمی و آکادمیک دنبال کنم.
شش- «خروج، اعتراض، وفاداری» از آلبرت هیرشمن: مجموعه مفاهیم علوم اجتماعی و مجموعه فلسفه و اقتصاد سیاسی نشر شیرازه بر فهم من از دانش سیاست و علوم اجتماعی  تاثیر قابل توجهی گذاشتند. کتاب های آلبرت هیرشمن مهمترین این مجموعه بود. هیرشمن  دستگاه و مدل ساده و قابل اتکایی برای فهم مکانیزم کنش های جمعی و اعتراض ها دراختیار قرار می داد. «درباره دموکراسی» رابرت دال، «نظام های سلطانی» هوشنگ شهابی و «نظریه جمهوری خواهی» از فیلیپ پتی نیز دیگر آثار این مجموعه هستند که به ذهن سیاسی ام در زمان ها و جنبه هایی جهت دادند.
هفت- «بنیادهای نظریه اجتماعی» از جیمز کلمن: مدل قایقی جیمز کلمن و نظریه های اقتصادخرد که به حوزه جامعه شناسی راه برده اند در پیوند ذهن مهندسی و ریاضی من به علوم اجتماعی و جامعه شناسی بسیار کمکم کردند. ضمن آنکه نظریه جیمز کلمن برای همیشه به من آموخت چگونه تغییرات سطح کلان را به مکانیزم ها و تغییرات در سطح خرد پیوند بزنم و مسئله همزیستی مسالمت آمیز انسان و جامعه را در ذهنم طرح کرد. کلمن خود می نویسد "برایند سیستم درواقع برایند کنشهای اجزاء تشکیل دهنده آن است، آکاهی از اینکه چگونه کنشهای این اجزاء با هم ترکیب می شوند و رفتار سیستمی بوجود می آورند می تواند قابلیت پیش بینی بیشتری فراهم کند تا تبیینی که برپایه روابط آماری ویژگی های سطحی سیستم استوار است."
هشت- «تئوری های اعتراض سیاسی و جنبش های اجتماعی» از کارل دیتر اوپ: در بحبحه جنبش سبز وقتی تاکید بر ایدئولوژی، سازمان دهی و رهبری دست ما را برای فهم جنبش سبز بسته بود مقاله اوپ و گرن در تحلیل تظاهرات دوشنبه های لایپزیگ و مدلی که برای توضیح خودانگیخته بودن آن تظاهرات ارائه می داد خیلی برایم راهگشا بود. بعد تر کتاب اوپ بویژه در مبحثی که تاکید دارد باید سرکوب را از هزینه فعالیت سیاسی جدا کرد بویژه زمانی که «سرکوب» و «مشارکت سیاسی» مفهوم مرکزی تحقیقم شد خیلی کمکم کرد.
نه- مجموعه بیانیه های میرحسین موسوی: نمی توان درگیر جنبش سبز بود و آن را مطالعه کرد ولی بی اثر از بیانیه ها، گفته ها و سخنرانی های رهبران جنبش سبز بود. ویژگی بیانیه های موسوی این بود که بسیاری از مفاهیم و نظریه های بسیج سیاسی را عمومی بیان می کرد. نقشی که برای شبکه های اجتماعی شخصی، غیررسمی و آنلاین قائل بود نگاهم را تحت تاثیر قرار داد.
ده- «روان شناسی اجتماعی اعتراض» از برت کلاندرمانز: ویژگی کارهای برت کلاندرمانز در حوزه جنبش های اجتماعی یکسان بودن وزن نظریه و مطالعه تجربی در آن کارهاست. در کارهای برت کلاندرمانز مطالعه های تجربی بسیار پررنگ است ولی این نکته همراه است با پایگذاری قوی نظریه در طرح پرسش تحقیق و فرضیه های پژوهش. گام های مشارکت برت کلاندرمانز هم مدلی برای تحقیقم فراهم کرد و هم در کنش های جنبش سبز مورد استفاده ام قرار می گرفت.


در حوزه جنبش های اجتماعی کارهای چارلز تیلی برای تاکیدی که بر نقش جنبش های اجتماعی در تغییرات اجتماعی دارد، کتاب «تابستان آزادی» (Freedom Summer) از داگ مک آدام برای اهمیتی که برای بیوگرافی فعالان سیاسی قائل است. کتاب «جنبش های اجتماعی و دولت» (Social Movements and State) از هانک جانستون برای تاکیدش بر آن که دولت را نباید یکپارچه دید و «انقلابی که فکرش را نمی کردند» (The Unthinkable Revolution in Iran) از چارلز کورزمن برای شیوه ای که در نوشتن یک پژوهش آکادمیک دارد، الهام بخش من بوده اند.

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

لائیسیته چیست؟









توضیح: این معرفی کوتاه کتاب را دو سال پیش نو شته ام و همان سال در فصلنامه گفتگو منتشر شد. نکته ای که به نظرم بااهمیت آمد و موجب شد به معرفی دو کتاب بپردازم، تفاوت فهم غالب و عمومی از مفهوم لائیسیته و سکولاریزم با تعاریف علمی است که نویسندگان این دو کتاب -که هر دو در فرانسه نوشته شده است- ارائه داده اند. کج فهمی ها و نقصان ابزارهایی برای تحلیل و فهم پدیده های سیاسی اجتماعی در ایران به باور من مقوله ای است که همچنان گرفتار آنیم و بحث های اخیر حول جنبش اجتماعی بودن جنبش سبز بهانه ای شد تا این نوشته را در فضای مجازی بازنشر کنم.

شیدان وثیق. لائیسیته چیست؟. تهران: نشر اختران، چاپ دوم. ۱۳۸۷.
علیرغم تلاش های بسیار برای معرفی و بحث پیرامون مفاهیم و مقولاتِ فلسفة سیاسی هنوز فرهنگ و ادبیات سیاسی در ایران از کمبودهای  مفهومی و نظری رنج می برد. جدا از آن که این نقصان دست ما را از ابزارهایی برای تحلیل و فهم پدیده ها دور کرده است، گاه ورود برخی مفاهیم و واژه های ناشناخته به ادبیات و فرهنگ سیاسی ما به دلیل آشفتگی ها و اختلاط ها و التقاط ها در تصور و برداشت از آن، به وفاق جمعی و همگرایی ملی نیز لطمه وارد می کند.
یکی از این واژه ها یا مفاهیم که وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی ما شده است و هرکس از ظن خود یار آن می شود واژۀ لائیسیته است. لائیک یا لائیسیته هرچند بسیار در میان نوشته ها و گفته های عمدتاً سیاسی یافت می شود ولی آثار مستقل نظری یا ترجمه شده در این خصوص اندک شمار است. یکی از این معدود آثار، کتاب «لائیسیته چیست؟»س؟لبت؟ نوشتۀ شیدان وثیق است که همانطور که از عنوانش پیداست، موضوع خود را به این پدیده اختصاص داده و به تازگی پس از گذشت 3 سال از چاپ اولش، چاپ دوم آن به بازار آمده است.

کتاب در شش بخش سامان يافته است. نخستين بخش اختصاص به طرح نکات اصلی بحث دارد و در آن اجمالاً به اختلافات لائیسیته و سکولاریسم می پردازد و برای تعریف لائیسیته که آن را فراورده ای فرانسوی و مقوله ای نسبتاً جدید می خواند، لازم می داند به نقد آن چه لائیسیته نیست و تحریف آن به شمار می رود بپردازد. یعنی به برداشت های ناروا و برابرسازی های گمراه کننده می پردازد و همانندسازی­های افراطی را نیز متذکر می شود. نویسنده در نقد برداشت های غلط از لائیسیته توضیح می دهد که: لائیسیته ضد مذهب نیست، جدایی دین از سیاست نیست و نمی خواهد دین را به امری فردی بدل کند، با سکولاریسم همسان نیست، جدایی دین از حکومت نیز نیست، لائیسیته تمایزی ساده میان امر دینی و روحانی است؛ ایدئولوژی نیست و به معنای دولت غیرایدئولوژیک نیز نیست. او همانندسازی های افراطی را نیز در برابر دانستن لائیسیته با دموکراسی، جمهوری، عقل گرایی و پلورالیسم برمی شمرد.
فصل بعدی حاوی توضیحاتی در باب واژه ها، ریشه ها و زمینه های لائیسیته است. ریشه لغوی واژه هایی چون لائیسیته، لائیک، سکولار و سکولاریسم در این بخش بحث می شوند و در اثنای پرداختن به ریشه ها و زمینه های تاریخی این واژه ها به دو منطق متفاوت لائیسیته و سکولاریسم اشاره کرده، بر این نکتۀ اساسی پای می فشارد که لائیسیته در تمایز با سکولاریسم از دو رکن انفکاک ناپذیر و لازم  و ملزوم یکدیگر تشکیل شده است. یکم، اصل انفکاک نهاد دولت از نهاد دین و ادیان. دوم، اصل تضمین آزادی های مذهبی یا به طورکل آزادی وجدان (ص49).
در ادامه، یعنی در فصل سوم، نویسنده به بنیادهای فلسفی-سیاسی لائیسیته را که همراه مروری بر تاریخ اندیشه آن است می پردازد. در این فصل آرای هابز، لاک، اسپینوزا، کانت، مارکس و هگل درخصوص لائیسیته مرور می شود.
بخش چهارم به مطالعۀ فرایند لائیسیزاسیون در فرانسه به عنوان زادگاه اصلی این واژه و کشوری می پردازد که در آن لائیسیته چون واقعیت، کم و بیش به صورت کامل تحقق پذیرفته است. فرانسه تنها کشور اروپایی است که در قانون اساسی اش به «جمهوری لائیک» ارجاع دارد. در این فصل از رهگذر مرور تاریخی به فرایند لائیسیزاسیون در فرانسه، نویسنده به ملاحظاتی دربارۀ ماجرای حجاب اسلامی در مدارس آن کشور می پردازد و آن را درچارچوب این تاریخ و فرهنگ قرار داده و مواضع مختلف در آن خصوص را از منظر لائیسیته شمارد.
بخش پنجم کتاب لائیسیته در اروپا نام دارد. نویسنده برای تقسیم بندی کشورهایی اروپا از منظر لائیسیزاسیون و توضیح آن، بار دیگر به منطق لائیسیزاسیون و سکولاریزاسیون می پردازد. او کشورها را در مقایسه با فرایندی که در روند جدایی دولت و کلیسا طی کرده اند بخش بندی می کند.
در بخش پایانی شیدان وثیق تقدی بر نظریه پردازهای ایرانی دارد و اختلاط و آشفتگی در دریافت و بیان مفاهیم لائیسیته و سکولاریسم را در آثار و آرای روشنفکران ایرانی چون سروش، طباطبایی، ملکیان، مرادفرهادپور، برقعی و علوی تبار را به نقد می کشد. کتاب در هر بخش دارای کتاب نامه ای است که از مزایای آن به شمار می رود.
در پهنۀ نسبتا برهوت کار عمیق و جدی درخصوص مبحث لائیسیته، کتاب شیدان وثیق تنها اثری نیست که در سال های اخیر روانۀ  بازار کتاب شده است. کتاب دیگری نیز با عنوان لائیسیته توسط نشر آگه در همین سال های اخیر به بازار آمده است.

گی آرشه. لائیسیته. ترجمۀ عبدالوهاب احمدی. تهران: نشر آگه. زمستان1385.
کتاب گی آرشه هرچند تشابهات بسیاری با کتاب وثیق دارد، اما خواندن آن برای خوانندۀ ایرانی دست کم  این لطف را دارد که با یک توافق رایج در برداشت از لائیسیته و ادبیات حول و حوش آن آشنا می شود که اتفاقاً گاه بسیار هم دور از برداشت های رایج در ایران است.
دو بخش اولیۀ کتاب و بیش از نیمی از آن به لائیسیتۀ فرانسوی (یک بخش جداگانه) و لائیسیته در دیگر کشورهای اتحادیۀ اروپایی می­پردازد، که کم و بیش اشتراکاتی با کتاب لائیسیته چیست؟ دارد. گی آرشه با آوردن نقل قولی از فرانسواز شامپیون در آن چه به مناسبات جامعه و دین مربوط می شود دو منطق را تمیز می دهد و مبنا و ملاک تقسیم بندی خود از کشورهای اروپایی را روشن می کند. نخست منطق لائیک شدگی که از پیکار نیروهای اجتماعی آزادی خواه علیه کلیسایی نتیجه شد که در مجموع هم محافظه کار و هم خواهان حفظ موقعیت هایش در دولت بود: به طور کلی لائیک شدگی ویژۀ کشورهایی با سنت کاتولیک است. دومین منطق، برعکس عبارت بود از آزادشدگی همپوی جامعه و کلیسا. این  سکولارشدگی بیشتر ویژۀ کشورهای پروتستان است.
در دو فصل پایانی این کتاب که در کل چهار فصل دارد، نویسنده پیچیدگی ها و تناقض های مفهوم لائیسیته و برخی چشم اندازهای فلسفی لائیسیتۀ معاصر را بیان می کند. در این فصل پایانی است که نویسنده بحث های جدی فلسفی لائیسیته را پیش می کشد و از جمله  کتاب لیبرالیسم سیاسی جان رالز و مقاله های بعدی وی در این زمینه را مورد بحث قرار می دهد. وی تفکّر موجود در این نوشته ها را حاصل دگرگونی های مستمر لائیسیته که شرط لازم جدایی امر خیر و عدالت است می داند و نظریة عدالت جان رالز قرینۀ فلسفی لائیسیته به شمار می آورد.








در این باره: