صفحات

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

لائیسیته چیست؟









توضیح: این معرفی کوتاه کتاب را دو سال پیش نو شته ام و همان سال در فصلنامه گفتگو منتشر شد. نکته ای که به نظرم بااهمیت آمد و موجب شد به معرفی دو کتاب بپردازم، تفاوت فهم غالب و عمومی از مفهوم لائیسیته و سکولاریزم با تعاریف علمی است که نویسندگان این دو کتاب -که هر دو در فرانسه نوشته شده است- ارائه داده اند. کج فهمی ها و نقصان ابزارهایی برای تحلیل و فهم پدیده های سیاسی اجتماعی در ایران به باور من مقوله ای است که همچنان گرفتار آنیم و بحث های اخیر حول جنبش اجتماعی بودن جنبش سبز بهانه ای شد تا این نوشته را در فضای مجازی بازنشر کنم.

شیدان وثیق. لائیسیته چیست؟. تهران: نشر اختران، چاپ دوم. ۱۳۸۷.
علیرغم تلاش های بسیار برای معرفی و بحث پیرامون مفاهیم و مقولاتِ فلسفة سیاسی هنوز فرهنگ و ادبیات سیاسی در ایران از کمبودهای  مفهومی و نظری رنج می برد. جدا از آن که این نقصان دست ما را از ابزارهایی برای تحلیل و فهم پدیده ها دور کرده است، گاه ورود برخی مفاهیم و واژه های ناشناخته به ادبیات و فرهنگ سیاسی ما به دلیل آشفتگی ها و اختلاط ها و التقاط ها در تصور و برداشت از آن، به وفاق جمعی و همگرایی ملی نیز لطمه وارد می کند.
یکی از این واژه ها یا مفاهیم که وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی ما شده است و هرکس از ظن خود یار آن می شود واژۀ لائیسیته است. لائیک یا لائیسیته هرچند بسیار در میان نوشته ها و گفته های عمدتاً سیاسی یافت می شود ولی آثار مستقل نظری یا ترجمه شده در این خصوص اندک شمار است. یکی از این معدود آثار، کتاب «لائیسیته چیست؟»س؟لبت؟ نوشتۀ شیدان وثیق است که همانطور که از عنوانش پیداست، موضوع خود را به این پدیده اختصاص داده و به تازگی پس از گذشت 3 سال از چاپ اولش، چاپ دوم آن به بازار آمده است.

کتاب در شش بخش سامان يافته است. نخستين بخش اختصاص به طرح نکات اصلی بحث دارد و در آن اجمالاً به اختلافات لائیسیته و سکولاریسم می پردازد و برای تعریف لائیسیته که آن را فراورده ای فرانسوی و مقوله ای نسبتاً جدید می خواند، لازم می داند به نقد آن چه لائیسیته نیست و تحریف آن به شمار می رود بپردازد. یعنی به برداشت های ناروا و برابرسازی های گمراه کننده می پردازد و همانندسازی­های افراطی را نیز متذکر می شود. نویسنده در نقد برداشت های غلط از لائیسیته توضیح می دهد که: لائیسیته ضد مذهب نیست، جدایی دین از سیاست نیست و نمی خواهد دین را به امری فردی بدل کند، با سکولاریسم همسان نیست، جدایی دین از حکومت نیز نیست، لائیسیته تمایزی ساده میان امر دینی و روحانی است؛ ایدئولوژی نیست و به معنای دولت غیرایدئولوژیک نیز نیست. او همانندسازی های افراطی را نیز در برابر دانستن لائیسیته با دموکراسی، جمهوری، عقل گرایی و پلورالیسم برمی شمرد.
فصل بعدی حاوی توضیحاتی در باب واژه ها، ریشه ها و زمینه های لائیسیته است. ریشه لغوی واژه هایی چون لائیسیته، لائیک، سکولار و سکولاریسم در این بخش بحث می شوند و در اثنای پرداختن به ریشه ها و زمینه های تاریخی این واژه ها به دو منطق متفاوت لائیسیته و سکولاریسم اشاره کرده، بر این نکتۀ اساسی پای می فشارد که لائیسیته در تمایز با سکولاریسم از دو رکن انفکاک ناپذیر و لازم  و ملزوم یکدیگر تشکیل شده است. یکم، اصل انفکاک نهاد دولت از نهاد دین و ادیان. دوم، اصل تضمین آزادی های مذهبی یا به طورکل آزادی وجدان (ص49).
در ادامه، یعنی در فصل سوم، نویسنده به بنیادهای فلسفی-سیاسی لائیسیته را که همراه مروری بر تاریخ اندیشه آن است می پردازد. در این فصل آرای هابز، لاک، اسپینوزا، کانت، مارکس و هگل درخصوص لائیسیته مرور می شود.
بخش چهارم به مطالعۀ فرایند لائیسیزاسیون در فرانسه به عنوان زادگاه اصلی این واژه و کشوری می پردازد که در آن لائیسیته چون واقعیت، کم و بیش به صورت کامل تحقق پذیرفته است. فرانسه تنها کشور اروپایی است که در قانون اساسی اش به «جمهوری لائیک» ارجاع دارد. در این فصل از رهگذر مرور تاریخی به فرایند لائیسیزاسیون در فرانسه، نویسنده به ملاحظاتی دربارۀ ماجرای حجاب اسلامی در مدارس آن کشور می پردازد و آن را درچارچوب این تاریخ و فرهنگ قرار داده و مواضع مختلف در آن خصوص را از منظر لائیسیته شمارد.
بخش پنجم کتاب لائیسیته در اروپا نام دارد. نویسنده برای تقسیم بندی کشورهایی اروپا از منظر لائیسیزاسیون و توضیح آن، بار دیگر به منطق لائیسیزاسیون و سکولاریزاسیون می پردازد. او کشورها را در مقایسه با فرایندی که در روند جدایی دولت و کلیسا طی کرده اند بخش بندی می کند.
در بخش پایانی شیدان وثیق تقدی بر نظریه پردازهای ایرانی دارد و اختلاط و آشفتگی در دریافت و بیان مفاهیم لائیسیته و سکولاریسم را در آثار و آرای روشنفکران ایرانی چون سروش، طباطبایی، ملکیان، مرادفرهادپور، برقعی و علوی تبار را به نقد می کشد. کتاب در هر بخش دارای کتاب نامه ای است که از مزایای آن به شمار می رود.
در پهنۀ نسبتا برهوت کار عمیق و جدی درخصوص مبحث لائیسیته، کتاب شیدان وثیق تنها اثری نیست که در سال های اخیر روانۀ  بازار کتاب شده است. کتاب دیگری نیز با عنوان لائیسیته توسط نشر آگه در همین سال های اخیر به بازار آمده است.

گی آرشه. لائیسیته. ترجمۀ عبدالوهاب احمدی. تهران: نشر آگه. زمستان1385.
کتاب گی آرشه هرچند تشابهات بسیاری با کتاب وثیق دارد، اما خواندن آن برای خوانندۀ ایرانی دست کم  این لطف را دارد که با یک توافق رایج در برداشت از لائیسیته و ادبیات حول و حوش آن آشنا می شود که اتفاقاً گاه بسیار هم دور از برداشت های رایج در ایران است.
دو بخش اولیۀ کتاب و بیش از نیمی از آن به لائیسیتۀ فرانسوی (یک بخش جداگانه) و لائیسیته در دیگر کشورهای اتحادیۀ اروپایی می­پردازد، که کم و بیش اشتراکاتی با کتاب لائیسیته چیست؟ دارد. گی آرشه با آوردن نقل قولی از فرانسواز شامپیون در آن چه به مناسبات جامعه و دین مربوط می شود دو منطق را تمیز می دهد و مبنا و ملاک تقسیم بندی خود از کشورهای اروپایی را روشن می کند. نخست منطق لائیک شدگی که از پیکار نیروهای اجتماعی آزادی خواه علیه کلیسایی نتیجه شد که در مجموع هم محافظه کار و هم خواهان حفظ موقعیت هایش در دولت بود: به طور کلی لائیک شدگی ویژۀ کشورهایی با سنت کاتولیک است. دومین منطق، برعکس عبارت بود از آزادشدگی همپوی جامعه و کلیسا. این  سکولارشدگی بیشتر ویژۀ کشورهای پروتستان است.
در دو فصل پایانی این کتاب که در کل چهار فصل دارد، نویسنده پیچیدگی ها و تناقض های مفهوم لائیسیته و برخی چشم اندازهای فلسفی لائیسیتۀ معاصر را بیان می کند. در این فصل پایانی است که نویسنده بحث های جدی فلسفی لائیسیته را پیش می کشد و از جمله  کتاب لیبرالیسم سیاسی جان رالز و مقاله های بعدی وی در این زمینه را مورد بحث قرار می دهد. وی تفکّر موجود در این نوشته ها را حاصل دگرگونی های مستمر لائیسیته که شرط لازم جدایی امر خیر و عدالت است می داند و نظریة عدالت جان رالز قرینۀ فلسفی لائیسیته به شمار می آورد.








در این باره: