صفحات

۱۳۹۴ شهریور ۱۵, یکشنبه

رسانه ­های اصلاح­طلب و بازگشت احمدی­ نژاد

 اثر دردیدبودن بر آرای پوپولیست­‌ها 
علی هنری

این مقاله در دوهفته نامه روشن شماره ۱۸ شهریور ۱۳۹۴ منتشر شده‌است.*

۱
انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۲ هلند شاهد پدیده­‌ای بی­سابقه در تاریخ معاصرِ آن کشور بود که بر صحنه سیاسی هلند و حتی اروپا تأثیر قابل توجهی گذاشت. فهرست حزب پوپولیستِ افراط­گرای پیم فورتوین (Pim Fortuin) که کم‏تر از یک سال از تاسیس آن می‌گذشت ۱۷درصد کرسی‌های پارلمان را کسب کرد. ظهور یک حزب راست­گرای افراطی در زمانی کوتاه ـ ‏که خلافِ روند تدریجی­ رشد دیگر احزاب راست­گرای افراطی در کشورهای اروپایی بودـ  جامعه هلند و تحلیل­گران را شگفت ­زده کرد.
توضیح این پدیده نه با تاکید بر شرایط اجتماعی‏ ـ اقتصادی و نارضایتی شهروندان میسر بود و نه با اتکا بر نظرسنجی­ها و افکارعمومی. این پیروزی غیرمترقبه پوپولیست‌های افراط­گرا در شرایطی حاصل شد که افکار عمومی هلند در دوره سی‌ساله پیش از انتخاباتِ پارلمانی ۲۰۰۲ درباره مهاجران و ملی ­گرایی ـ‏دو موضوعی که افراط­گرایانِ راست بر آن تمرکز دارندـ تغییر محسوسی نداشت و تا نزدیکی آن انتخابات از گرایش به افراطی­گری کاملا به دور می‌نمایاند.
این پدیده تحلیل­گران و پژوهش‏گران را بر آن داشت از منظرهای متفاوت‌تری آن را بررسی کنند و حاصل آن به روشن­ شدن زوایای مغفول ­مانده‌ای از ظهور و رشد احزاب پوپولیست و افراط­گرا انجامید: تأثیر «در دیدبودن» یا حضور در رسانه‌های عمومی.
فعل و انفعالی که به آرای حزب پیم ­فورتوین و پیروزی قابل توجه آن حزب منجر شد را می­توان از منظر فرصت گفتمانی و با استفاده از حجم حضور در رسانه­های فراگیر هلند یا در دیدبودنِ آن حزب توضیح داد. پیم فورتوین و حزب متبوعش، در توجه رسانه ­ها به احزاب راست­گرای افراطی یک خرق عادت بودند. از زمانی که فورتوین ـ‏ تقریبا یک سال پیش از انتخابات پارلمانی ‏ـ اعلام نامزدی کرد تقریبا هر روز به دلایل و بهانه­ های مختلف در رسانه­ ها حاضر شد. به طوری که خیلی زود یکی از تحلیل­گران شناخته ­شده هلندی در پرخواننده­ترین روزنامه هلند در مقاله­­ای از آن­چه او «فورتوینیزه ­شدن رسانه­ ها» می­نامید، گلایه کرد. حزب تازه‏تاسیس پیم فورتوین در شش ماهه پیش از انتخابات ۲۰۰۲، حدودا یک­چهارم توجه رسانه ­های اصلی را ـ‏نسبت به تمامی سیاست‏مداران دیگر احزاب سیاسی‏ـ جلب کرده بود. این اتفاق با ترور شخص پیم فورتوین در نه روز مانده به انتخابات اوج بیش‌تری نیز گرفت.۱
این حزب و شخص رهبر آن با طرح موضوعات جنجال‏برانگیز به بخشی از مناظره­ ها و مباحثات رسانه­ های عمومی جهت می­دادند. مورد نقد و مخالفت قرارگرفتن این حزب و رهبرِ آن در گفت‌وگوها و گزارش­های رسانه­ای به بیش‌تر در دیدبودنِ آن‏ها در رسانه ­ها می­انجامید و فرصتی بود برای بیان بیش‌تر مواضع جنجال­برانگیز در حوزه­ هایی که مورد علاقه پوپولیست ­های راست­گرا بود. دینامیزمی که یافته ­ها نشان می­دهد با رشد آرای حزب پیم­ فورتوین تا روز انتخابات ارتباط معناداری داشته است.
پدیده پیم فورتوین مثال برجسته­ای از تأثیر در دیدبودن بر رشد احزاب افراط­گرا و پوپولیست است.۲ اتفاقی که نه‌تنها نتایجِ یک انتخابات، بلکه صحنه سیاسی هلند را برای سال‌های طولانی تغییر داد. پس از این پیروزی، حضور در قدرت جریان راست­گرای پوپولیست در هلند ـ‏کشوری که در مدارای فرهنگی و سنتِ پذیرش مهاجران در اروپا الگو بوده است‏ـ کم‏وبیش ادامه یافت و اکنون نیز حزب ضداسلامِ «برای آزادی» (PVV) از احزاب شاخص و پیشتاز افراط­گرای اروپا به شمار می­رود.

۲
رسانه چگونه در رشد احزاب نقش فعال بازی می­ کند و مکانیزم تأثیر رسانه بر آرای جریان افراطی و پوپولیست چگونه است؟ آیا تأثیر «در دیدبودن» برای جریان­ های افراطی و پوپولیست با دیگر نیروها متفاوت است؟ برای پاسخ به چنین پرسش­هایی ابتدا باید به نقش رسانه در بسیج سیاسی بپردازیم. بسیج سیاسی که مهم‌ترین چالشِ پیش­ روی نیروها، احزاب و سازمان­های سیاسی در جذب هوادار و پیش‏برد برنامه­ هاست، دو مرحله دارد؛ مرحله گفتمان­ سازی یا قانع ­سازی (consensus mobilization) و مرحله بسیج برای کنش (action mobilization). ۳
واقعیت این است که «به کارگیری رسانه» یا به‏ خدمت ‏درآوردنِ آن در مرحله «بسیج برای کنش» برای عموم احزاب و نیروهای سیاسی به یک اندازه بااهمیت است. اما اهمیت «در دیدبودن» یا حضور در رسانه ­های فراگیر ـ‏ که در این‏جا آن را از به‌کارگیری رسانه متمایز می­دانیم ‏ـ برای نیروهای افراط­گرا و پوپولیست با دیگر نیروهای سیاسی به‌ویژه در مرحله قانع ­سازی یک اندازه نیست. در دیدبودن که به‌واسطه حضور در رسانه به دست می­ آید برای پوپولیست­ ها به نوعی حیاتی است.
قانع­ سازی مرحله­­ای است که حزب یا جریان سیاسی تلاش می­ کند گروهی از جامعه را درباره یک نارضایتی مشترک آگاه کند و به ارائه ترجمه سیاسی آن نارضایتی بپردازد. به عبارت دیگر حزب سیاسی، یک مساله شخصی را به مساله عمومی تبدیل می‌کند. این فرآیند با ارائه یک چارچوب­  صورت می­گیرد و آن چارچوب­بندی (framing) در میان جامعه و به‌ویژه در فضای رسانه ­ای به اشتراک و بحث گذاشته و با چارچوب ­بندی­های دیگر در اقناع افراد به رقابت می ­پردازند. ولی لزوما چارچوب­ بندی ­ای که برای حل مساله مناسب است در این رقابت، موفق نخواهد بود و بخت اقناع بیش‌تری نخواهد داشت. طنین (resonance) یک چارچوب در فرد و پذیرشِ آن از یک سو به ویژگی ­های فرد و از سوی دیگر به نوع چارچوب بستگی دارد. چارچوب­ ها می­ توانند «سرزنشی» باشند؛ یعنی تنها به اشاره به عامل نارضایتی و سرزنش آن اکتفا کنند. می­ توانند «تشخیصی» باشند و بر عوامل سیاسی نارضایتی تاکید کنند یا «تجویزی» باشند و ضمن تشخیص، برای ازبین‏ بردن ریشه نارضایتی نیز راه‌حل ارائه دهند. ۴ نیروهای سیاسی عموما از هریک از این چارچوب­ ها یا ترکیبی از آن‏ها استفاده می­ کنند. اما جریان­ های افراط‏گرا و پوپولیست غالبا تنها از چارچوب­ های سرزنشی و تشخیصی استفاده کرده و به این ترتیب یا یک فرد، گروه و مجموعه ­ای را هدف حمله قرار می ­دهند یا روی نارضایتی ­ها و کمبودها تاکید دارند و دریچه بحث را به ریشه ­یابی و راه ­های برطرف‏ کردن آن‏ها می ­بندند. این نوع چارچوب­ بندی که اصطلاحا تخریبی یا سلبی ­اند مخاطب و هدفش، گروهی از جامعه است که از دانش سیاسی کم‏تری نسبت به متوسط جامعه برخوردارند و کم‏تر در باورها و نگرش ­های‏شان انعطاف دارند. گروهی که بیش‌تر تصمیم ­گیری ­های سیاسی ­شان برمبنای کلیشه ­ها، تعصب­ ها و پیش­داوری ­های شخصی است. بنابراین اقناع در زمینه چارچوب­ بندی سرزنشی، جنسی از گفت ­وگو و استدلال نخواهد داشت که انتظار داشته ­باشیم با در کنار هم قراردادن گفته ­ها و استدلال ­های متفاوت مناسب­ ترین انتخاب توسط مخاطبان صورت گیرد. بلکه واقعیت این است که افراط­گرایان و پوپولیست ­ها با استفاده از چارچوب ­بندی سرزنشی مانع گفت ­وگو و استدلال می ­شوند. انتقادها و واکنش ­های منفی نیز لزوما به رد ادعاهای آن‏ها نمی‌انجامد بلکه بیش‌تر فرصت گفتمانی و در دیدبودن در اختیارشان قرار می­ دهد. این در دیدبودن نه‌تنها مستقیما بسیج پوپولیست ­ها را تقویت می ­کند بلکه سهم حضور و بحث چارچوب ­بندی­های دیگر و اثر آن‏ ها را نیز کاهش خواهد داد. ضمن آن‏که عموما افراط‏گرایانی که در اقلیت هستند با حضور در رسانه فراگیر می ­توانند از موقعیتی در دست­یابی به مخاطب بهره­ مند شوند که با اتکا به رسانه ­های خود از آن محرومند. بنابراین عنوان خبرها در رسانه­ ها نه لزوما بازتاب وضعیت پوپولیست­ ها، بلکه خود می ­تواند سهمی در تغییر میزان در دیدبودن آن‏ ها داشته باشد. در این شرایط است که رسانه ـ ‏هرچند بی­ طرف یا حتی مخالفِ پوپولیست ­هاـ گاه خود به یک کنش‏گر و عامل بسیج پوپولیست ­ها تبدیل می ­شود.
۳
این روزها بحث بازگشت احمدی­ نژاد در میان بحث­ های سیاسی و عناوین روزنامه ­ها مکرر دیده می ­شود. آن‏چه در این بحث­­ها مغفول است تأثیر رسانه­ های مخالف پوپولیسم و به‌ویژه اصلاح­طلب بر احتمال این بازگشت یا به عبارت دیگر، پرسش چگونگی مواجه رسانه ­ای با بازگشت پوپولیسم است. برای نورتاباندن به این موضوع من بررسی ­ای از میزان و چگونگی حضورِ «احمدی ­نژاد» در صفحه اول دو رسانه اصلاح­طلب «شرق» و «اعتماد» به عنوان معیاری از حضور احمدی ­نژاد در رسانه­ های اصلاح­طلب و رسانه ­های فراگیر انجام داده ­ام. این بررسی روی روزنامه­ های منتشرشده در دوره زمانی از اول دی­ماه ۱۳۹۳ تا ۱۲ مرداد ماه ۱۳۹۴ انجام شده است. داده­ های جمع­ آوری­ شده نشان می ­دهد از ۳۴۸ شماره منتشر شده از این دو روزنامه (هر روزنامه ۱۷۴ شماره) در بازه زمانی یادشده (۲۲۵ روز)، در ۷۸ شماره (۲۲.۴‌درصد) نام احمدی­ نژاد در تیتر صفحه اول ذکر شده است. در حدود ۱۰‌درصد شماره ­های روزنامه ­های اصلاح­طلب نیز در همان بازه، احمدی‌نژاد عنوان یک را به خود اختصاص داده ­است. موضوع قرارگرفتن احمدی ­نژاد در تقریبا یک ‏چهارم مواقع روی جلد روزنامه ­های اصلاح­ طلب نکته مهمی است که باید در واکنش رسانه­ های اصلاح‏ طلب به پوپولیسم مورد توجه قرار گیرد. چرا و بر چه مبنایی احمدی ­نژاد به این میزان مورد توجه دو روزنامه اصلاح­طلب قرارگرفته­ است؟ آیا موضوع او و اتفاقات پیرامونش ارزش خبری و رسانه ­ای داشت یا از نظر سیاسی بااهمیت بوده است؟ این پرسش­ ها با بررسی روند این حضور و دقیق ­شدن در محتوای عنوان ­ها بیش‌تر روشن خواهد شد.
نمودار ۱ حضور احمدی­نژاد در دو روزنامه اعتماد و شرق را به طور روزانه نشان می ­دهد. میزان حضور احمدی­نژاد در رسانه ­های اصلاح­طلب در روز/شماره­ ای که در عنوان ­های هر دو روزنامه نام احمدی­نژاد دیده­ شده ­است معادل «دو» و در روز/شماره­ ای که تنها در یکی از روزنامه ­ها دیده ­شده معادل «یک» و غیر‌آن «صفر» درنظر گرفته شده است. تحلیل آماری این یافته­ ها روند معنادار رو به رشد حضور احمدی ­نژاد در صفحات روزنامه ­های اصلاح­طلب را آشکار می ­کند (شیب خط نشان­دهنده رشد احتمال حضور احمدی­ نژاد در صفحه اول یکی از دو روزنامه است). به عبارت دیگر احتمال حضور احمدی ­نژاد بر صفحه یکی از دو روزنامه اصلاح­طلب روزبه ‏روز درحال افزایش بوده­ است. یافته ­های تحلیلِ محتوایی عنوان ­ها و مباحث دو نکته عمده دیگر را نیز روشن می ­کند. اول آن‏که واسطه حضور احمدی ­نژاد در عناوین، از اشاره به فساد و مشکلات دوره­ های ریاست ­جمهوری او به سوی واکنش­ هایی به کنش ­های احمدی ­نژاد سوق پیدا کرده ­است. اگر در هفته­ های دور دو روزنامه مورد بررسی به دلایل سیاسی یا مثلا یادشدن از او در میان گفت‌وگویی انتقادی راجع به شرایط دولت قبل احمدی نژاد را در میان عناوین صفحه نخست روزنامه خود قرار می­ دادند، این روند در ماه ­های اخیر به سمت پوشش ـهرچند انتقادی‏ ـ اخبارِ فعالیت ­ها یا کنش­ های کنونی احمدی ­نژاد و یارانش سیر پیدا کرده است. به عبارت دیگر احمدی­ نژاد از سوژه ­ای منفعل به سازنده خبر و شکل ­دهنده آن تغییر کرده است. نکته دوم آن‏که رسانه ­های اصلاح­طلب خواسته یا ناخواسته در فرآیند هویت‏ بخشی به جریانی قرارگرفته ­اند که تا پیش از این از آن‏ها با نام ­های رییس دولت دهم یا اعضای کابینه و غیره یاد می ­شد. اما امروز هویتی با عبارتِ «احمدی­نژادی­ ها» در میان عنوان ­ها و نوشته ­ها در حال شکل­ گیری است.
نمودار ۱
نمودار۲ حضور احمدی­ نژاد را به طور هفتگی نشان می ­دهد. در روند تغییرات محتوایی و کمّی حضور احمدی­نژاد در عناوین روزنامه ­های اصلاح­طلب شاهدیم که چگونه رسانه به عنوان یک کنش‏گر ـهرچند شاید غیرارادی ‏ـ می ­تواند عمل کند و با ذکر خبری هرچند انتقادی از احمدی­ نژاد فرصتی به او برای پاسخ‏گویی و حضور در روی جلد و بالارفتن دردید بودنِ او را مهیا کند. محتوای عنوان ­های مرتبط با احمدی ­نژاد بخشی به مسائلی که ارزش سیاسی چندانی ندارند، مرتبط است؛ مانند ذکر خاطره «عبدالرضا داوری» از احمدی ­نژاد در صفحه فیسبوک او یا حتی گفته احمدی ­نژاد در رابطه با غرب و امام زمان. اما همین مسائل نه ­چندان مهم از نظر سیاسی او را در صدر اخبار و عنوان اول، آن‏چه پوپولیست­ ها شیفته آن هستند، نگه می­دارد. ۵ همین‌طور است برخی عنوان ­های انتقادی که فرصت بیش‌تر حضور برای نیروهای افراطی فراهم می ­کند؛ مکانیزمی که در بخش­ های قبل از آن یاد کردیم. برای نمونه در هفته ۲۲ خبر/گزارش مصاحبه با دانشمندان هسته­ای در دوره احمدی ­نژاد به تکذیب دفتر احمدی­ نژاد منجر شد و این خود با جوابیه­ای دیگر از سوی روزنامه همراه شده و این‏چنین شاهد صعود در دیدبودنِ احمدی­ نژاد و حضور او در عنوان ­های رسانه­ ها پس از یک رکود خبری از او هستیم. در مواردی دیگر جنجال و جریان‏ سازی توسط خود احمدی ­نژاد و یارانش منشأ توجه رسانه می­شود. برای نمونه، در حالی که حضور رسانه­ ای احمدی ­نژاد بعد از جریان بقایی در هفته­ های ۲۷ تا ۳۰ کاهش قابل توجهی پیدا کرده بود، در هفته ۳۱ با خبر شکایت او از «اسحاق جهانگیری» دوباره اوج گرفت و آن هفته را به هفته­ ای پرحضور و پر صدا برای احمدی­ نژاد تبدیل کرده­ است. ۶
نمودار۲
به طور خلاصه با مرور عنوان ­های مرتبط با احمدی­ نژاد در دو روزنامه اصلاح­ طلب هم شاهد رشد حضور رسانه ­ای احمدی ­نژاد در چند ماهه اخیر هستیم و هم شاهد فعل و انفعالاتی که منجر به حضور بیش‌تر در رسانه­ ها و افزایش در دیدبودن بیش از پیش رییس دولت دهم شده است. نظریه­ های مرتبط با رشد جریان­ های پوپولیست و افراطی به ما هشدار می ­دهد که این روند می ­تواند با تغییر مثبت آرای پوپولیست ­ها همراه شود.

۴
بازگشت افراط‏گرایی و پوپولیسم می­تواند دغدغه­ ای جدی برای کشورمان باشد که به‌تازگی به مدار اعتدال و عقل­م داری بازگشته است. در میان کنش‏گران و تحلیل‏گران سیاسی ـ‏به ویژه اصلاح‏طلبان و طرف‏داران اعتدال‏ ـ دو دیدگاه/رویکرد در بازگشت احمدی ­نژاد وجود دارد یکی با اتکا به نبودن زمینه اجتماعی و سیاسی آن را نامحتمل می­ داند۷ و دیگری احمدی­نژاد و نیروها و هوادارانش را در دولت و جامعه به رسمیت می­ شناسد و رقابت را به انتخابات و آرا موکول می­ کند. ۸ واقعیت این است که آرای افراط­گرایان و پوپولیست­ ها در انتخابات آتی مجلس و به طور کلی تحت تأثیر قرارگرفتن فضای سیاسی توسط آن­ها، نه فقط به زمینه­ های اجتماعی و نه فقط به ویژگی ­های شخص احمدی­ نژاد و توانایی ­های جریان منتسب، بلکه هم‏چنین به کنش­ ها و واکنش­ های دیگر بازیگران عرصه سیاست و اجتماع نیز بستگی دارد. یکی از بازیگران­ تعیین­ کننده این عرصه رسانه­ ها هستند. گویا رسانه­ ها یادآوری مصائبِ افراط­گرایی و پوپولیسم و ذکر معایب، فساد و معضلات دوران ریاست­جمهوری احمدی­نژاد را پادزهر احیای پوپولیسم و افراط­گرایی می­دانند. اما همان‌طور که نمونه هلند نشان داد، حضور در رسانه و رشد در دیدبودن ـجدا از نقد یا حمایت‏ـ به خودی خود می­تواند عامل رشد آرای حزب پوپولیست افراط­گرا در انتخابات شود. نظریه ­های جنبش­های اجتماعی توضیح می­دهند چارچوب­بندی مورد استفاده پوپولیست ­ها لزوما با در کنار قرارگرفتن دیگر استدلا ل­های منطقی خنثی نمی­شوند. پوپولیست­ها قادرند با نقش مارکشیدن گروه عمده ­ای از مردم با آگاهی سیاسی کم­تر و با تعصب­ های سیاسی، دینی، فرهنگی را فریب دهند، اگر فرصت حضور بیابند. به همین دلیل است که یکی از تاکتیک ­های افراط­ گرایان حضور در سرخط خبرها با جنجال­آفرینی و حرکات نمایشی است. کنش رسانه­ ها در قبال تاکتیک تصاحب عنوان­های خبری باید هوش‏مندانه و با آگاهی و درنظرگرفتن اثر در دید بودگی بر رشد آرای پوپولیست­ ها باشد. افراط­گرایی و پوپولیسم جدی­ ترین دشمن اعتدال و منطق است.

۱. پیم فورتوین نه روز مانده به روز رای­گیری توسط یک فعال حقوق حیوانات با اسلحه ترور شد.
۲. برای توضیحات بیش‏تر در رابطه با نقش حضور در رسانه در پیروزی حزب پیم فورتوین نگاه کنید به:
Koopmans, R., & Muis, J. (2009). The rise of right‐wing populist Pim Fortuyn in the Netherlands: A discursive opportunity approach. European Journal of Political Research, 48(5), 642-664.
۳. برای آشنایی با این دسته‏ بندی نگاه کنید به:Klandermans, B. (1997). The social psychology of protest. 
Oxford, UK: Blackwell Publishers.۴. نگاه کنید به:Snow, D. A., & Benford, R. D. (1988). Ideology, frame resonance and participation mobilization. In B. Kalndermans, H. Kriesi, & S. Tarrow 
(Eds.), International Social Movement Research (pp. 197-218). Greenwich: JAI Press.۵. نگاه کنید به واکنش «عبدالرضا داوری» در فیس‏بوکش به تیتر روزنامه شرق در تاریخ
۱۴/۰۵/۱۳۹۴.۶. داده­ های این بخش با کمک «مریم طهماسبی» گردآوری شده که لازم است از ایشان قدردانی کنم.
۷. برای نمونه این دیدگاه نگاه کنید به گفت ‏وگوی «شرق» با حسین مرعشی شماره ۲۳۶۴ ، ۲/۳/۱۳۹۴.
۸. برای نمونه این دیدگاه نگاه کنید به گفت ‏وگوی «شرق» با اکبر ترکان شماره ۲۳۶۳، ۱۳/۵/۱۳۹۴.



* متاسفانه مجله روشن درباره این مقاله بر روی جلد نوشته است « آماری از اهداف مخفی پرداختن رسانه ها به احمدی نژاد» و همینطور در توضیحات وبسایت آورده است «هدف رسانه‌های اصلاح‌طلب از پرداختن فراوان به احمدی‌نژاد»  و این طور به خواننده القا می کند که این مقاله یا نویسندۀ آن قصد برملا کردن هدف روزنامه های اصلاحطلب در پرداختن به احمدی نژاد را دارد که با خواندن مقاله خواهیم فهمید  آن هدف بازگشت احمدی نژاد است. آن چیزی که مسلما نه قصد نویسنده است و نه می توان از هیچ سطر مقاله آن را نتیجه گرفت. این توضیح دوهفته نامه روشن در خوشبینانه ترین و بعیدترین حالت -که نخواندن مقاله و سوءبرداشت از آن است- یک رفتار غیرحرفه ای است و جز آن یک شیطنت غیراخلاقی است.  کار پژوهشگر توضیح پدیده های قابل رویت است و نه نیت خوانی و برملاکردن اهداف پنهانی؛ برملاکردن اهداف مخفی عمدتا کار نیروهای امنیتی  یا جریان های سیاسی است. همانطور که مقاله و دیگر مقالات من گواهی می دهد من در مقالاتِ با رویکرد علمی ام بر این وظیفه متعهد بوده ام و هستم و اصولا این نوشته در کلمه ای به اهداف روزنامه های اصلاحطلب نپرداخته است. این موضوع حتی با باور شخصی من نیز همخوانی ندارد چرا که دو روزنامه شرق و اعتماد را در خط مقدم مقابله با پوپولیسم و حمایت از اصلاحطلبی و اعتدال می دانم. بدیهی است این مقاله از منظر حمایت از اصلاحطلبی و رسانه های منتسب به اصلاحطلبان و در راس آن شرق و اعتماد نوشته شده است.